تبليغاتX
بروبچه های کتابخانه قائمیه - محمود جون متشكرم

دو سه هفته اي ست كه من هم مثل بقيه مردم به كار صرفه جويي در مصرف آب وبرق مشغولم .البته كسب اين توفيق اجباري باعث شده تا گهگاه كه در اوج گرماي جهنم گونه كوير يا موقعي كه كار مهمي دارم ويك مرتبه به صرفه جويي مي پردازم؛ كمي اعصابم از كنترل خارج شده و رويم به ديواركلماتي خارج از ادب ونزاكت از دهانم خارج گردد. اما ديشب كه وزير محترم نيرو ومهمتر از آن رييس جمهور گرامي از مردم به خاطر صرفه جويي كلي تشكر كردند؛ حسابي گل از گلم شكفت و كلي از خودم خجالت كشيدم. اين درست مانند آن است كه از يك لال مادر زاد به علت كم حرفي تشكر كنيم.

البته گمان ميكنم سفر رييس جمهور مان به ايتاليا ونامهرباني يا بهتر بگويم اهانت هاي ميزبانان نسبت به ايشان باعث شده تا ايشان ادب را ازبي ادبان آموخته وبا ما مهرباني پيشه كنندتا شايد اين رومي هاي زبان نفهم هم چيزي ياد گرفته باشند.از زاويه اي ديگر هم ميتوان اينگونه نتيجه گرفت كه همه چيز در كشورما با فرهنگ سازي از نوع زور زوركي پيش مي رود حجاب زوري ؛سود بانكي زوري ؛سهميه بندي سوخت اجباري ؛ساعات كار اجباري ؛....... وحالا هم صرفه جويي از اين نوع.

القصه شنيدن پيام رييس جمهور عزيز همان و جاري شدن اشك از ديدگان من هم همان.از ديشب تا به حال هم ورد و ذكر من در خواب وبيداري همين است كه :محمود جون دوستت دارم؛محمودجون متشكرم. حالا چرا شما باور نمي كنيد ؛من نمي دانم . چـــــــــرا شما باور نمي كنيد؟چـــرا ؟

نوشته شده توسط محمود فرزین در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 ساعت 10:57 | لینک ثابت |