1- ما در کجای گرم تماشا 
از مرز سبز دور افتادیم که
ناگاه خویش را
در پای برج تاریک
در پرتو گزنده ی خون یافتیم ؟
2- نه اینکه ما
وقتی که بر کرانه هامون
از خواب های آبی ناهید افتادیم
فقط در اشتیاق تماشا بودیم ؟
3- حالا به من بگویید
کجای دریا ها جنگ است
که رودخانه ها باز
با آستین پر از سنگ می روند ؟
منوچهر آتشی -حادثه در بامداد

از مرز سبز دور افتادیم که
ناگاه خویش را
در پای برج تاریک
در پرتو گزنده ی خون یافتیم ؟
2- نه اینکه ما
وقتی که بر کرانه هامون
از خواب های آبی ناهید افتادیم
فقط در اشتیاق تماشا بودیم ؟
3- حالا به من بگویید
کجای دریا ها جنگ است
که رودخانه ها باز
با آستین پر از سنگ می روند ؟
منوچهر آتشی -حادثه در بامداد
نوشته شده توسط محمود فرزین در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 ساعت 21:42 | لینک ثابت |
