تبليغاتX
بروبچه های کتابخانه قائمیه - گفتگو با مدیا کاشیگر درباره جوایز ادبی در ایران

از جایزه "روزی روزگاری" چه خبر؟ پیش تر اعلام شده بود که احتمال دارد به خاطر کمبود کتاب های منتشر شده برگزار نشود. فکر نمی کنید برگزار نکردن جایزه هایی از این دست ظلم مضاعف به ادبیات داستانی باشد؟

با رسیدن تعداد کتاب های نشریافته در ۱۳۸۶ به یک حداقل قابل قبول، جایزه "روزی روزگاری" در اردیبهشت ۱۳۸۷ برگزار خواهد شد. ضمن این که امسال یک جایزه هم به سایر جایزه ها اضافه می شود.

چه جایزه ای ؟

جایزه بهترین کتاب داستان (رمان یا مجموعه داستان) غیرایرانی نشریافته به زبان فارسی در ۱۳۸۶، که تندیس آن به مترجم کتاب برنده تعلق خواهد گرفت.

در واقع جایزه بهترین ترجمه است دیگر؟

نه، این جایزه، جایزه بهترین ترجمه نیست و داوران آن، همان گروه داوران مجموعه داستان و رمان ایرانی خواهند بود. آنها وارد بحث چند و چون ترجمه نخواهند شد و داستان غیرایرانی را با همان ملاک هایی خواهند سنجید که ملاک هایشان برای سنجش تولید ادبی ایرانی به زبان فارسی است؛ یعنی ادبیت کافی و قابلیت بالقوه جذب مخاطب عام.

یعنی حتی اگر ترجمه هم ضعیف بود، اثر در این جایزه شرکت داده می شود؟

برای این که اثری که از لحاظ ترجمه قابل دفاع نیست، وارد داوری نشود، گروهی از شش مترجم سرشناس تشکیل داده ایم که هر کدام از اعضای گروه تا حداکثر شش اثر داستانی غیرایرانی را که از لحاظ ترجمه تائید می کنند، برای شرکت در جایزه معرفی خواهند کرد و از میان مجموع آثاری که به این ترتیب به جایزه راه می یابند، سه اثری که بیش ترین آراء داوران را به دست بیاورند لوح و یکی از این سه، تندیس "روزی روزگاری" را دریافت خواهد کرد.

از جلسات نقد و بررسی کتاب "روزی روزگاری" چه خبر؟ مدتهاست که این جلسات برگزار نشده است.

جلسات نقد و بررسی کتاب "روزی روزگاری" امسال به یک دلیل ساده برگزار نشد و آن هم این که متأسفانه تا زمان برگزاری این جلسات، تعداد کتاب ها به حداقل لازم نرسید و وقتی این تعداد به حداقل لازم رسید، دیگر فرصتی برای برگزاری جلسات نمانده بود.

شما به عنوان یکی از افرادی که با چند جایزه به عنوان دبیر، داور، سخنگو و موسس همکاری کرده اید، به نظرتان اقبال به جایزه های غیردولتی در دهه اخیر به چه خاطر بود؟ آیا آن را می توان نشانه رشد ادبیات و حرکتی طبیعی در روند حرکت روبه رشد ادبیات تلقی کرد؟ یا نوعی مد است؟

اول این که من این تفکیکی را که میان "حرکت طبیعی" و "مد" قایل می شوید، قایل نیستم. مد هم یک حرکت طبیعی است و نتیجه مد هم ارتقاء آن چیزی است که مد شده است.

ضمن آن که تا چیزی مد نشود، تصور ارتقاء آن هم منتفی است. اتفاقاً هدف جایزه "روزی روزگاری" هم کمک به "مد شدن" کتاب خوانی است و هم رواج جایزه های ادبی غیردولتی نشانه این است که این "مد" دارد کم کم جا می افتد.

 هدف جایزه روزی روزگاری هم کمک به مد شدن کتاب خوانی است
 

یکی از ویژگی های جوایزی که بنیان نهاده اید، تلاش برای تدوین آیین نامه و تشکیل سازمان جایزه و تبدیل آن به یک نهاد است. با این همه به جز جایزه گلشیری که نهاد مشخصی دارد و هیات امنا و دبیرخانه مشخص، به نظر می رسد اغلب جوایز ادبی در ایران نتوانسته اند به نهاد تبدیل شوند و بیش تر در حد یک حرکت فردی یا محفلی باقی مانده اند. به نظر شما علت این وضعیت چیست؟

من از چند و چون سازمان درونی جایزه گلشیری اطلاع دقیقی ندارم تا بخواهم در باره آن حرفی بزنم. آنچه می دانم این که جایزه یلدا از وقتی دبیرش شدم اساسنامه مشخص داشت و جایزه "روزی روزگاری" هم از وقتی بنیان گذاشته شد هم اساسنامه مشخص داشته، هم شیوه نامه داوری و هم حتی آیین نامه چگونگی اعطای لوح و تندیس و هم هیات امنای مشخص.

اما تردید جدی دارم که این عوامل، عوامل کافی برای تبدیل یک جایزه به نهاد شود – در معنای ابدی شدن جایزه. از جایزه ی "روزی روزگاری" مثال می زنم: اگر تعداد کتاب های نشریافته در یک سال از یک حداقل کم تر باشد، جایزه دلیل وجودی اش را برای برگزاری ازدست می دهد و برگزار نمی شود.

اگر جایزه نتواند در یک سال از حداقل حمایت مالی از سوی اسپانسرهایش برخوردار شود، امکان برگزارشدن ندارد و برگزار نمی شود. اگر جایزه به این نتیجه برسد که بود و نبودش دیگر تأثیری در تحقق هدف هایش ندارد، برگزار نخواهد شد.

امسال بعد از اینکه تعداد کتاب های نشریافته به یک حداقل لازم رسید تازه صحبت با اسپانسرها شروع شد و وقتی تعهدات اسپانسرها مشخص شد و دیدیم امکان برگزاری جایزه هست، تصمیم به برگزاری آن گرفتیم.

شاید سال آینده هم شرایط فراهم شد و برگزار کردیم، شاید هم نشد و نکردیم. در این دنیا، هیچکس به هیچکس تعهد ابدی ندارد که بدهد.

حالا اگر در یک جامعه ای، هم روند انتشار کتاب و هم روند رشد و گسترش جامعه مدنی طبیعی باشد، شاید بتوان به فکر جایزه ای ماندگار افتاد که مثل جایزه های ایران دستخوش بازی های "غیرطبیعی" سیاست و اقتصاد نباشد.

یکی دیگر از ویژگی های شما و جوایزی که در آن نقش داشته اید، مخفی ماندن نام داوران تا روز اهدای جایزه، و همچنین رای گیری مخفی است. فکر نمی کنید وقتی یک گروه نامشان به عنوان داور اعلام می شود مسئولیت انتخاب خود را دارند و معمولا نام خود را خراب نمی کنند و در این صورت مخفی کردن نام داوران نوعی غیر شفاف بودن است؟

منظورتان را مطلقا نمی فهمم، چون تنها یک بار نام داوران جایزه ای که دبیرش من بودم مخفی ماند و آن هم دوره چهارم یلدا بود که دلایل این مخفی بودن هم در همان زمان اعلام شد. ضمن آنکه اصلاً متوجه ارتباط این قضیه با "شفافیت" هم نمی فهمم: مگر جایزه نوبل که اسم داورانش "مخفی" است، "غیرشفاف" است؟

اما از رأی گیری مخفی به دلایل متعددی به عنوان سالم ترین شیوه رای گیری دفاع می کنم. حداقل به این دلیل که تصور می کنم به هر داور اجازه می دهد اراده خود را به دور ازهر فشار اعلام کند و رای او دقیقاً ترجمان نظرش باشد.

تصور نمی کنم در هیچ دموکراسی ای رای دهندگان مجبور باشند علناً اعلام کنند به چه کسی رای داده اند. پس چطور در یک جایزه ای که مدعی است و می خواهد انتخاب هایش ترجمان جمع دموکراتیک آراء تک تک داورانش باشد، توقع داشته باشیم داورها رای شان غیرمخفی باشد.

امسال شیوه برگزاری ها و اهدای جوایز را چگونه دیدید و ارزیابی تان از جوایز ادبی امسال چیست؟

ممکن است با انتخاب های برخی از جایزه ها مشکل داشته باشم اما این مشکل صرفاً در حد سلیقه شخصی یا گزینه های ایدئولوژیک است. اما کلاً بر این باورم که انتخاب جایزه های غیردولتی ایران هریک به هدف های اعلام شده شان وفادار بوده اند.

برای جایزه "روزی روزگاری" و پیش از آن یلدا، جلب مخاطب عام را به عنوان ویژگی انتخاب کتاب ها اعلام کرده بودید، آیا توانسته اید به این هدف نزدیک شوید؟

ما هرگز نه در یلدا و نه در "روزی روزگاری"، جلب مخاطب عام را به عنوان ویژگی انتخاب کتاب ها اعلام نکرده بودیم و نکرده ایم.

بحث ما، بحث توان بالقوه جلب مخاطب عام است و لاغیر؛ یعنی هدف مان در حقیقت دو هدف است: کمک به ارتقاء هم سطح و هم کیفیت کتاب خوانی.

ما به خواننده هایی که بتوانیم اعتمادشان را جلب کنیم می گوییم ما این کتاب را خواندیم، کتاب های خوبی بود، تو هم اگر با ما هم سلیقه ای آن ها را بخوان، پشیمان نخواهی شد.

گفته اید توان بالقوه برای جذب مخاطب. به نظرتان آیا موفق بوده اید یا نه؟ چگونه می شود این توان بالقوه را به بالفعل تبدیل کرد؟

حالا آیا موفق بوده ایم یا نه، دو جنبه دارد: عینی و ذهنی. از لحاظ عینی، اگر کتابی که از ما جایزه بگیرد بتواند مخاطب عام پیدا کند، یعنی توان از قوه به فعل در آمده و هدف ما محقق شده است.

اگر نتواند یعنی شکست خورده ایم که با توجه به تجدید چاپ همه کتاب هایی که برندگان دوره اول جایزه "روزی روزگاری" شدند، می توان گفت که هدف مان محقق شده، البته فقط یک کتاب تجدید چاپ نشده است که آن هم به دلیل گیرهای جدید سانسور است که اجازه تجدیدچاپش را نمی دهد.

از لحاظ ذهنی هم اگر کتابی که از ما جایزه بگیرد بتواند در جایزه های دیگری هم برنده شود که برخلاف ما اصلاً دغدغه مخاطب عام را ندارند و دل مشغولی شان بیش تر ارزش های ادبی است، یعنی در تشخیص ارزش های ادبی اثر اشتباه نکرده بودیم و کتاب، کتاب عامه پسند نیست و بلکه کتابی است با ارزش های والای ادبی که ضمناً به اعتقاد جمع دموکراتیک آراء داوران ما، صرفاً نخبه گرا نیست و قابلیت جذب مخاطب عام را هم دارد.

با توجه به این که از شش کتاب راه یافته به مرحله نهایی "روزی روزگاری"، پنج کتاب در بقیه جوایز بعدی هم حضور داشته اند، می توانم نتیجه بگیرم که هدف های آن از لحاظ ذهنی هم محقق شده است.

دوره جدید جایزه ترجمه کی برگزار خواهد شد؟

اگر منظور جایزه ترجمه بخش فرهنگی سفارت فرانسه است، بحث های آن شروع شده اما هنوز وارد جزئیات برگزاری نشده ایم.

به نظر می رسد که جوایز ادبی به هم شبیه شده اند ، چه راهی به نظرتان می رسد برای این که سلیقه ها متنوع تر بشوند؟

تنها راه این است که سلیقه های جدید، اسپانسرهای خودشان را پیدا کنند و جوایز خودشان را برگزار کنند.

عکس ها از خبرگزاری میراث فرهنگی

نوشته شده توسط محمود فرزین در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 12:50 | لینک ثابت |