تبليغاتX
بروبچه های کتابخانه قائمیه

هشتمین روزالمپیک پکن هم بدون کسب مدالی برای کاروان ورزشی ایران سپری شد .در این میان صدای آشپز هم در آمده وعلی کفاشیان از مسئولین کمیته ملی المپیک نتایج مارا تا اینجای کار یک فاجعه خوانده است. ایشان البته ضمن یادآوری هزینه ی ده میلیاردی ورزش برای المپیک روسای فدراسیون ها را مقصر اصلی دانسته اند.

 .مایکل فلپس برنده هشت مدال طلای المپیک پکنورزش هر کشور تافته جدا بافته ای نیست وارتباط تنگاتنگی با دانش ؛مدیریت ؛فرهنگ واقتصاد وحتی سیاست داردوشاید به همین دلیل است که پیروزی در المپیک برای همه کشورها مهم است . آنان با کسب پیروزی می خواهند چهره ای از کشورشان را به دیگران نشان دهند؛ چهره ای خوب که نشان از پیشرفت ؛ترقی وبرتری آنان بر دیگران است. فاجعه ای که آقای کفاشیان گفته اند حقیقتی تلخ است که در دیگر عرصه ها نیز با تمام پنهانکاری های استادانه مدیران کشورمان در حال رخ نمایاندن است .شاید از بد شانسی های مدیران دولت نهم است که موجی که دولت اصلاحات با کارهای کارشناسانه ترش در عرصه ورزش به وجود آورد ؛ درست در آستانه المپیک درساحل آرام میگیرد و دیگر نمی توانند از کاشته های دولتمردان قبلی حاصلی بردارند.همه می دانند که دولت فعلی در ورزش نیز مانند سایر عرصه ها جز حرف زدن و تغییرمدیریت های بیهوده و هدر دادن سرمایه های کشور کاری نکرده اند. این در حالی ست که آقای احمدی نژاد کشورمان را در حال تبدیل شدن به یک قدرت جهانی می داند.

ایشان البته نمی داند(مثل خیلی چیزهای دیگر که نمی داندو نمی خواهد بداند)که یک شناگر آمریکایی هشت مدال طلا برای کشورش بدست آورده که از کل مدال های طلای المپیک کشورمان بیشتر است . آیا همین تفاوت نشان دهنده ی میزان عقب ماندگی کشورمان از دیگران نیست؟ چشم بستن به روی واقعیت و حرف مفت زدن تنها هنر مدیران کشور مان است که برای درمان مشکلات متعدد مملکت هیچ کاربردی ندارد و جالب آن است که دنیا این مردان را بهتر از خود ما شناخته و مدتهاست که آنان را جدی نمی گیرد .راستی چرا آمریکایی ها با آنهمه فاصله ای که نسبت به ما دارند به اندازه ی ما ادعا ندارند وحرافی های بیهوده نمی کنند ؟در حال حاضر بهتر است خودمان رابا تونس ؛دومنیکن ؛جامائیکاومغولستان مقایسه کنیم البته اگر بتوانیم به اندازه آنها مدال بیاوریم.

نوشته شده توسط محمود فرزین در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ساعت 9:45 | لینک ثابت |



حسين پناهي، بازيگر سينما و تلويزيون درچنین روزهایی درگذشت.

مردا ماه هشتادوسه جسد او در خانه شخصي‌اش درحالي‌که سهحسین پناهی

 روز از مرگش گذشته بود پیدا شد.

   حسين پناهي متولد سال ۱۳۳۵ در روستاي دژکوه استان کهکيلويه و بويراحمد

 بود. او در مدت زندگي هنري خود در تعداد زيادي فيلم سينمايي و مجموعه

تلويزيوني بازي کرد. «گال»، «در مسير تندباد»، «نار و ني»، «اوينار»، «مرد ناتمام»، «هنرپيشه»«روز واقعه» و... از جمله فيلم‌هايي است که پناهي در آنها ايفاي نقش

کرده است.
او در تلويزيون هم در مجموعه‌هايي نظير «گرگ‌ها»، «رعنا»، «روزي روزگاري»، «امام علي»، «آژانس دوستي» و... حضور يافته است. تابه‌حال چندين كتاب شعر و نثر از پناهي به چاپ رسيده است. از ميان كتاب‌هاي او مي‌توان به عناويني چون «گلدان و آفتاب»، «پيامبر بي‌كتاب»، «دو مرغابي در مه»، «دل شير» و «من و نازي» اشاره كرد. او همچنين چند كاست از دكلمه اشعار خودش به بازار فرستاده بود.
آخرين كار پناهي، مجموعه «آواز مه از شبکه يک در حال پخش بود که او از دنیا رفت..

· دل ساده :

· 
 برگرد و در ازای یک حبه کشک سیاه شور
 گنجشک ها را
از دور و بر شلتوک ها کیش کن
 که قند شهر
دروغی بیش نبوده است

 

نوشته شده توسط محمود فرزین در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ساعت 20:8 | لینک ثابت |
در سایت سی نما نقدی بر سریال یوسف پیامبر نوشته شده بود که زیل می اید اما از نظر من            "از کوزه همان برون تراود که در اوست"

 نقل قول از http://www.cinemaema.com

سینمای ما - مدیر گروه معارف شبکه یک تلویزیون در شرایطی به «ضعف‌های عمده» مجموعه تلویزیونی که از شبکه تحت مدیریت او پخش می‌شود، انتقاد می‌کند که کارگردان سریال، دلایل خودش را در دفاع از مجموعه یوسف پیامبر (ع) دارد.

ادامه ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود فرزین در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 ساعت 1:38 | لینک ثابت |
 

 رندي ريگبي رئيس باشگاه بسكتبال يوتاجاز در فاصله بين دو نيمه بازي اين تيم با تيم ملي ايران پيراهن شماره 8 تيمش را كه روي آن نام آيدين نيكخواه بهرامي حك شده بود به فرزانه ابراهيمي مادر بسكتباليست فقيد ايران اهدا كرد. پیراهن شماره هشت تیم یوتا متعلق به "درون ویلیامز" بازیکن افسانه ای تیم یوتا است و همچنین آخرین شماره ای است که آیدین در تیم ایران به تن داشته است.

نوشته شده توسط محمود فرزین در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 0:25 | لینک ثابت |
 

رضا کیانیان:
«سلام خسرو جان

بي‌خبر گذاشتي و رفتي. بدون خداحافظي!

دو هفته پيش هم كه آخرين جايزه‌ات رو گرفتي، روي صحنه لام تا كام حرف نزدي. از گوشه صحنه اومدي بالا و آروم جايزه‌ات را گرفتي؛ براي سي سال حضور پرشور و شوقت در سينمايي كه اين روزها چندان شور و شوقي در آن نيست.

فقط لبخند زدي و رفتي پايين و لاي جمعيت گم شدي. خوب اگه قرار بود بري و پشت سرت رو هم نگاه نكني، چند كلمه‌اي براي ما كه پشت سرت بوديم، حرف مي‌زدي!

يادمه وقتي آمدي رو صحنه، حالت خوب بود.

آخه يكي دو بار ديگه كه اين اواخر روي صحنه اومدي و ديدمت، حالت زياد خوب نبود. ولي اين دفعه، همه خوشحال شديم. فقط نمي‌دونستيم داري ميري. نمي‌دونم خودت مي‌دونستي يا نه. مي‌گن آدماي خوب قبل از رفتن، حال‌شون خيلي خوب مي‌شه؛ چون دارن مي‌رن يه جاي خوب. ما از كجا بايد مي‌فهميديم كه اين حال خوب نشانه‌ي چيه؟ هميشه بعد از اين‌كه اتفاق مي‌افته، مي‌فهميم. ولي فكر كنم خودت مي‌دونستي؛ چون هيچي نگفتي و اون‌جوري فقط لبخند زدي. شايد داشتي خداحافظي مي‌كردي و ما نمي‌فهميديم. ولي چه خداحافظي باشكوهي! خيلي‌ها آرزو دارن در اوج خداحافظي كنن؛ اما نمي‌تونن. شايد هم اون لبخند همين معنا رو داشت. شايد اگر حرف مي‌زدي، همه‌ي خداحافظي‌ات مي‌شد همون چند تا كلمه؛ ولي چون هميشه شاعر بودي، فقط مهربان و با سپاس نگاه كردي و لبخند زدي. حالا كه فكر مي‌كنم، مي‌فهمم اين‌جوري بيش‌تر حرف زدي.

منبع:yaldabox.com

نوشته شده توسط محمود فرزین در شنبه بیست و نهم تیر 1387 ساعت 17:49 | لینک ثابت |
اسپانیا قهرمان یورو2008

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 *******************************************************************

نوشته شده توسط محمود فرزین در دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت 20:51 | لینک ثابت |

«سيدني پولاك»، كارگردان سرشناس آمريكايي برنده اسكار روز گذشته در سن 73 سالگي درگذشت.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «سيدني پولاك» كه از حدود يك سال قبل

اعلام شده بود به سرطان مبتلا شده است، پریروزدر سن 73 سالگي در خانه‌اش در لس‌آنجلس

 و در كنار خانواده‌اش دار فاني را وداع گفت.

در حالي كه دنياي فيلم «سيدني پولاك» را به‌عنوان يك كارگردان بزرگ مي‌شناسد، اما او در

قالب يك ستاره بازيگري به دنياي فيلم وارد شد و آخرين‌بار در فيلم «مايكل كلايتون» در

سال 2007 به ايفاي نقش پرداخت.

«پولاك» كه متولد اول جولاي 1934 بود، در طول حيات، 21 فيلم و مجموعه تلويزيوني را

كارگرداني كرد، در 30 فيلم ايفاي نقش داشت و تهيه‌كنندگي 44 فيلم را نيز برعهده داشت. او بيش‌تر به‌جهت بازي گرفتن عالي از ستارگان هاليوودي فيلم‌هايش چون «رابرت ردفورد»، «جين فاندا» و «داستين هافمن» به شهرت رسيد.

برجسته ترين اثر او «از درون آفريقا» بود كه در سال 1985جايزه اسكار را كسب كرد. اين فيلم با بازي «مريل استريپ» و «رابرت ردفورد» نامزد 11 بخش جوايز اسكار شد و در نهايت، هفت جايزه اسكار از جمله بهترين كارگرداني و تهيه‌كنندگي را براي او به‌همراه آورد.

اولين فيلم بلند «پولاك» در مقام كارگردان، در سال 1965 به‌نام «رابطه سست» ساخته شد و آخرين فيلم او اثري مستند بود كه در سال 2007 با عنوان «طراحي‌هاي فرانك گري» به‌روي پرده رفت.

فساد سياسي و قرباني شدن انسان در آلودگي‌هاي سياسي و اجتماعي، مضمون اصلي بيشتر فيلم‌هاي او بود.

طبق آنچه بي بي سي گزارش داده است: «توتسي»، «سابرينا»، «مترجم»، «هاوانا»، «سه روز كندور»، «ياكوزا»، «اين ملك متروكه»، «نگهبان قصر» و «آنها به اسب شليك مي‌كنند»، «زن و شوهرها» و «روزهاي خوش زندگي» از ساخته‌هاي معروف او به‌شمار مي‌آيند.

از به‌يادماندني‌ترين نقش‌آفريني‌هاي او در فيلم‌هاي سينمايي مي‌توان از «چشمان كاملا بسته»، «مايكل كلايتون»، «سوپرانوس» و «مترجم» نام برد. براي اولين‌بار «جان فرانكن» در فيلم «زنگ‌ها براي چه‌كسي به صدا درمي‌آيند» نقش بسيار كوتاهي را به او داد.


نوشته شده توسط محمود فرزین در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 11:42 | لینک ثابت |