اگر به تازگی ازخیابان منتهی به پارک زیتون عبور کرده باشیدحتما متوجه کار لودرها شده اید؛
زمینهای کنار پارک تا فلکه معین آباد؛کاملا مسطح شده وبه نطر می رسدتا مدتی دیگرآماده فروش شود.
دیدن این صحنه مرا به یاداولین جلسه ای انداخت که با آقای حسن عنایتی عضومحترم شورای
شهر؛حدود یک سال پیش در محل کانون مهرگان داشتیم.این جلسات باعنوان گروه مشاوران شهرداری با شهردارو یا یکی از اعضای شورا برگزار می شد.
بعد از صحبت های زیادی که رد و بدل شد بنده به عنوان پیشنهاداز آقای عنایتی خواستم تاطرح توسعه پارک زیتون را در دستور کارخود قرار دهندواضافه کردم که این پارک از دو سمت قابل توسعه است و می تواند محل مناسبی برای تفریح و گردش و استراحت مردم باشدوسپس به عنوان الگو پارک رازی شهر تهران را معرفی کردم. ایشان در جواب سر خود را چند بار متفکرانه تکان دادند و لبخندی زده و گفتند:برای زمین های مذکور کاربری مناسب دیگری رادر نظر داریم و افزودند که در مکان مناسب دیگری طرح پارکی بزرگ با ویژگیهای منحصر به فرد در نظر داریم. ایشان با گفتن این سخنان جمع رابه نوعی قانع کرد؛ هرچند از همان ابتدا مشخص بودکه به سر آن جمع که هیچ به سر مردم شهرستان ومخصوصا مردم بیدگل شیره مالیده شد ؛ اما دلمان را خوش کردیم که شاید حرف این مسئول بر خلاف آنچه تا کنون دیده
دیروز کارفرمایمان گفت:
قراردادهای کار؛ دوماهه
حق و حقو قتان را دریافت کرده اید؛امضا کنید .
امضا کردیم زیرش را
امروز مسئول کارخانه مان گفت :
قراردادهای کار یک ماهه
حق وحقوقی ندارید ؛ انگشت بزنید .
انگشت زدیم زیرش را
وفردا مثل روز برایم روشن است
کاغذ های سفید پیش رویمان
هم امضا میکنیم ؛هم انگشت می زنیم
* ابوالفضل مقری *
اولین جلسه نقد کتاب شهرستان آران وبیدگل در سال 87 ؛جمعه 31 فروردین در کا نون شهید بنی طباء برگزار شد.در این جلسه
بنا بود تا انقلاب مشرو طه نقد وبررسی واز آن نقبی به انقلاب اسلامی ایران درسال 57 زده شود .هرچند تعداد دوستانی که در این جلسه شرکت داشتند از اواخر سال پیش کمتر بود ؛اما جلسه ی سی و یکم فروردین از نظر کیفی پربار بود . حیدر علی عنایتی اولین کسی بود که در جلسه لب به سخن گشود.ایشان هرچند بسیار آرام صحبت میکرداما لطافت خاص سخن گفتنش همراه با رک بودن وبی شیله پیله گی آن مثل همیشه جذاب بود .بن مایه ی صحبت های وی اشاره ای بود که ایشان به سر یال هزار دستان مرحوم علی حاتمی داشتند به ویژه آنجا که زنده یاد جهانگیر فروهر در نقش مفتش خطاب به ملت ایران میگوید : ای ملت خواب ؛ ای جماعت چرتی و .... . بعد از آقای عنایتی ؛ حمیدرضا مقدم تاریخچه ای از قبل از مشروطه تا عصر حاضر را به صورت خلاصه وار بیان کرد.ایشان که ذهنی فعال وقوی دارد در چند جلسه اخیر نشان داده که در زمینه تاریخ ؛ کتابی جامع را در ذهن خود دارد .پس از سخنان آقای مقدم جلسه خود به خود به چرخش افتاد و سوال و جوابهایی بین جضار رد وبدل شد . آقای کدخدایی یکی از کسانی ست که با معلومات بالا در جلسات شرکت میکند ؛ایشان سعی میکند تا بحث ها را با طرح سوالاتی به چالش کشیده و نظریات جالب خود را در قالب این پرسش هامطرح کند.
دیگر دوستان حاضر در جلسه آقایان ساطع ؛ رسول زاده و ا یما نیان بودند که با نظرات و سوالهایی که مطرح کردند باعث گرمی جلسه شدند .اما یکی دیگر لز کسانی که در اواخر جلسه با سخنان پر شور واحسا سش طراوتی خاص به جلسه بخشید ؛ هادی خان صباغی بود . سخنان کوتاه آقای عنایتی و کدخدایی پایان بخش گفتگوها بود. در این جلسه از کتاب تاریخ مشروطیت نوشته ی احمد کسروی بسیار نام برده شد و برای آ نکه موضوع مشروطه بیشتر بررسی شود ؛ قرار شد تا در جلسه ی نقد کتاب در تاریخ 27 اردیبهشت ماه ؛ با نگاهی به کتاب مشروطه ی ایرانی نوشته شده توسط دکتر آجودانی باز هم به این موضوع پرداخته شود .
در این جلسه جای دوستانی مانند عبدالصمد رحمن ؛ مسعود فرزانگان ؛ محمود فرزین ؛مجید شاهیان ؛ محمد حسین ارشدی و..... بسیار خالی بود .به امید نقد کتابی با کمیت و کیفیت بهتر در ماه آینده .
صبح روز دوشنبه پنجم فروردین 87 ؛ گروهی از مردم شهرستان آران و بیدگل موفق به رصدشخصی شدند که فقط هر چهار سال یکبار میتوان آن را رصد کرد.کانون شهید بنی طباء بهترین مکان برای رصد بود وتعدادی از اهالی علم و هنر با اطلاع قبلی از این موضوع یا مثل من بدون اطلاع در این مکان گرد هم آمده بودند ؛ در ضمن قرار بود تا نشست سالیانه ی هم اندیشان توسعه ی بیدگل نیز در حاشیهء این رصد برگزار شود.جلسه مثل سالهای قبل با همان حرفهای کلیشه ای وتکراری شروع شد وادامه پیدا کردو همه اش حرف از کاستی هابود و اینکه مسئولان باید چه کار بکنند و اگر یکی بر حسب وظیفه اندک خدمتی انجام داده بود آنقدر آن را بزرگ جلوه میدادند که شایسته تقدیر و تشکر به نظر می رسید ؛ از مسئولانشهری فقط یکی از شورای شهر حضور داشت ؛ سپس کم کم مسئولان دیگر شهری که در مدت کوتاهی ژیانشان تبدیل به زانتیا شده بود وباعث تحول شگرفی شده بودندنیز سروکله شان پیدا شد. جلسه به همان صورت در حال پیگیری بود واگر صدای زیبا و جذاب مجری خوب جلسه (آقای حمیدرضامقدم) نبود ؛ خواب اهالی علم وهنر شهر را در می ربود .در این وانفساناگهان هلهله ای ابجاد شدوبقیه ءاعضای شورای شهر در حالیکه آفای گرانمایه نماینده ی مجلس شورای اسلامیرا اسکورت میکردند وارد جلسه شدند. بعد از دقایقی آقای گرانمایه پشت تریبون بودبه شکلی که تمام حضار موفق به رصد ایشان شدند.
سخنرانی آقای گرانمایه شامل بیان کارهایی بود که طی چهار سال گذشته برای شهرستانهای کاشان وآران وبیدگل انجام داده بودندکه میتوان از آن جمله به این موارد اشاره کرد:
1- احداث بیمارستان هزار تختخوابی شهر 2- احداث دانشگاه آزاد در آران وبیدگل 3-کلنگ زنی سالن های سینماوتئاترشهرستان آران وبیدگل 4- آغاز فاز اول متروی شهرستان
5- ساخت خیابانهای چند بانده 6- تعریض خیابان های منتهی به بازار کاشان 7- احداث فرودگاه بین المللی 8- یک رقمی کردن درصد بیکاری در شهر 9- ایجاد چند شهرک صنعتی جدید 10- جذب سرمایه گذاری خارجی دربخش نفت وگاز وماسه و نمک شهرستان 11- احداث چندین هتل پنج ستاره 12- ایجاد منطقه ی آزاد گردشگری کویر
13 – شروع ساخت چندین فرهنگسرا در سطح هردو شهرستان و غیره و غیره .
سپس ایشان عنوان کردند که برای چهار سال آینده هم برنامه هایی را در دستور کار خوددارند وگفتند که هر چند این کارها چندین سال کار مداوم ومستمر می طلبد اما او مصمم است تا باکمک وهمکاری مردم ومسئولان آنها را ظرف چهار سال آینده به انجام برساند؛ازجمله این برنامه ها میتوان به این موارد اشاره کرد:1- خرید یک دستگاه دست دوم دیالیز برای شهرستان آران وبیدگل 2- پر کردن ومرمت چاله چوله های شهر من جمله چاله ی بریدگی اول خیابان کارگر 3- برداشتن چند فرغون خاکی که چند ماه است کنار میدان منتظری (اکسپورت)کاشان ریخته شده 4- پر کردن چاله ؛نه چاه بلوار الغدیر 5- جمع کردن قلیان های میوه ای از سطح پارک شادی 6- جمع آوری سرنگ های مصرف شده پشت پارک ز یتون7- اختصاص تعدادی لامپ اضافه به پارک ز یتون به حدی که بتوانی جلوی پایت را ببینی 8- ریختن یک شیشه کوچک سم برای از بین بردن رتیل و عقرب هایی که خانواده ها را از این پارک فراری داده 9- فرهنگ سازی در بین مسئولان فرهنگی شهرستان 10 – آسفالت ودوبانده کردن میدان بسیج تا بلوار دکتر عظیمی 11- برطرف کردن قوس خیابان حد فاصل بین کانون شهید بنی طباء ومیدان امام 12- جمع آوری اعانه برای آسفالت کوچه های شهر 13- ساخت سکوی پرتاب موشک وفضاپیما در سمبک و ......
سخن که به اینجا رسید متوجه شدم چشمانم سیاهی میرود ودلم دارد به هم میخورد ؛خوشبختانه بیانات آقای گرانمایه همین جا تمام شد وایشان از سن پایین آمدند و مستقیم به طرف درب ورودی رفتند ؛ اعضای شورای شهرنیز فورا" از جا برخاسته وایشان را مجددا اسکورت نمودند ؛ دقایقی بعد جلسه تمام شد و اهالی فرهنگ وهنر شهر متفرق شدند تا سال آینده و جلسه ای دیگر .
چند دقیقه بعد که از کانون خارج شدم ؛ مرد مسنی در حالیکه کنار دوچرخه اش ایستاده بود و به میوه های مرد دستفروش کنار خیابان نگاه میکرد پرسید اینجا چه خبره؟ گفتم :جلسه ی هم اندیشان توسعه بیدگل . مرد ابروهایش را کمی بالا انداخت و آهی کشید و دوباره به سیب و پرتقالهای مرد میوه فروش خیره شد .
بودن يا نبودن مسئله اين است
ومرد خسته از تكرار و تسلسل روزانه
و شب
در معرض طوفاني از خواستن ها و نداشتن ها
«و در پي آرامش »
فشار يك دكمه :صدا _ تصوير
و هجوم هزاران دروغ؛ نيرنگ؛ ريا ؛ تزوير
« وسپس »
كابوس مجدد شبانه
بودن يا نبودن مسئله اين است
( ابوالفضل مقری)
وقتي در شهري زندگي ميكني كه به ازاي هر چند صد نفرش ،يك آشپزخانه،رستوران،ساندويچي
،فروشگاه مواد غذايي و....وجود دارد و بيل بوردهاي تبليغاتي اش لوازم خانگي،فرش ماشيني و...
تبليغ مي كنندوبه ازاي تمام صد هزارنفرش يك كتابفروشي خوب وجود نداردوشوراي شهرش هم
تصويب ميكند كه يك ريال خرج امور فرهنگي شهرنكند وشهردارش حاضر نيست يك برگ از گزارش
جلسه مشاوران فرهنگي شهر را بخواند و...... نگاهت به پرده بزرگ تبليغات جشنواره داستان
كوتاه يلدا مي افتد.وجد ميكني واميدوار ميشوي كه فرهنگ وهنر در شهر نمرده است وهنوز دارد
نفس ميكشد به خصوص كه پنج دوره متوالي اين جشنواره برگزار شده باشد و متولي اصلي آن
هنوز سرخورده وخسته نشده باشد.
عبدالصمد رحمن كسي است كه چند برابر مسئولين فرهنگي شهركه بودجه هم دريافت ميكنند
كار فرهنگي به درد بخور انجام داده است. برگزاري جشنواره داستان كوتاه يلدا،يكي از كارهاي
فرهنگي است كه به تنهايي ،بدون بودجه دولتي وفقط وفقط از روي عشق و علاقه وبا اندك ياري معدود دوستان دوستدار فرهنگ وهنر به انجام رسانده است.
چشنواره يلدا طي چند دوره گذشته اش فراز ونشيب زيادي داشته ،گاه چون دو دوره نخستينش
بسيار عالي وخوب بوده ،وگاه چون آخرين دوره ضعفهاي زيادي داشته است،اما با اين حال مستمر
و مداوم برگزار شده واصول وقواعد را زير پا نگذاشته است.تنها دليل اين فراز ونشيبش را فقط بايد
درقوت وضعف برنامه ريزي آن دانست.دوره جديد جشنواره بزودي برگزار ميشود ،اميد است با توجه
به تجربيات دوره هاي پيشين، آن نقصهاو بعضا" بي برنامگي وبي نظمي كه در دوره گذشته بود
را ديگر مشاهده نكنيم.
براي آقاي رحمن ،جز آنكه آرزوي موفقيت وسلامتي كنيم وخالصانه بگوييم متشكريم كه از معدود
كساني است كه هميشه از امور فرهنگي در سطح شهرمان حمايت ميكند، كار ديگري از دستمان
بر نمي آيد.
شماره اول ويگل كه چند ماهي است از پايه ريزي هسته اوليه آن باخبر بوديم در اواخر آبانماه
به سردبيري آقاي مسعود فرزانگان منتشر شد
.
ادامه مطلب

