اولین جایزه «گفتگوی جهانی» در سال 2009 که از سوی سازمانی به همین نام در دانمارک برگزار می شود، به دو چهره نامدار ایرانی تعلق می گیرد که سال ها در زمینه گفتگوی فرهنگ ها و تمدن ها فعالیت کرده اند؛ داریوش شایگان فیلسوف و سیدمحمد خاتمی سیاستمدار.
«جایزه گفتگوی جهانی» در سال 2009 تاسیس شده و اولین دوره از کنفرانس ها و جوایز خود را در ژانویه 2010 برگزار می کند. از برندگان جایزه (شایگان و خاتمی) نیز برای شرکت در مراسمی که ژانویه در دانشگاه آرهوس کپنهاگ برپا می شود، دعوت شده است.
به گزارش دیپلماسی ایرانی، داریوش شایگان در اینباره گفت: در این جایزه نامزدهایی معرفی شده بودند که دو هفته پیش از میان آنها بنده و آقای خاتمی را به عنوان برگزیده معرفی و طی نامه ای اعلام کردند.
وی افزود: آقای خاتمی از زمانی که رییس جمهور ایران شدند، در توسعه گفتگوی تمدن ها نقش مهمی ایفا کردند؛ بویژه بعد از نطقی که سال 2001 در سازمان ملل خواندند بطور مداوم پیگیر موضوع گفتگوی تمدنها بوده اند و موسسه ای را هم تاسیس کرده اند.
شایگان در حالی از محمد خاتمی به عنوان فعال در زمینه گفتگو سخن می گوید، که خود ....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه
1388/07/30ساعت 20:47  توسط محمود فرزين
|
در اين روزگار براى کم بها کردن ارزشهاى تعابير و مضامين شعرى حافظ نيازى نيست که آن را تفسير به رأى کرد يا ناديده انگاشتش. مىتوان کارى کرد که به تدريج جايگاه حافظ از جامعه ايرانى رخت بسته و مرد و زن و کوچک و بزرگ آن را به فراموشى سپارند. مانند اتفاقى که دانسته يا نادانسته براى بازديدکنندگان از مقبره حافظ افتاده است: درهاى آرامگاه حافظ درست در يادروز اين شاعر روى مردم بسته مىشود. گفتند «امروز بازديد از حافظيه عمومى نيست». کسى پرسيد وقتى يادروز حافظ روز عمومىنباشد؛ چه وقت روز عمومىاست. وقتى شمار قابل توجهى از مردم پشت درهاى بسته حافظيه ماندند؛ شهروندى گفت: حتى مردم را از حافظ هم محروم مىکنند. دانشجويى گفت: فکر نمىکردم حافظ هم انحصارى شده باشد. زن جوانى گفت: کارت تردد آن هم براى ديدن مزار حافظ؟......
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه
1388/07/26ساعت 19:39  توسط محمود فرزين
|
چهل روز از در گذشت جواد استادیان گذشت او در عرصه فرهنگ شهرمان مردی دلسوز و بی ادعا بود.این نوشته کوتاه را در همان روزهای درگذشتش قصد داشتم در وبلاگ بنویسم که تا این زمان میسر نشد:
چه تلاش بیهوده ای ست 
درمان این درد
با آن به دنیا آمده ام
و با آن خواهم مرد
از شما چه پنهان
دچار زندگی شده ام
فرزین - شهریور ماه ۸۸
+
نوشته شده در پنجشنبه
1388/07/23ساعت 17:7  توسط محمود فرزين
|
خاتمی:امروز ما در دنیایی به سر می بریم

که جهان پذیرفته است حکومت ها دیگر نمی توانند
مستبد باشند و از بالا بر مردم تحمیل شوندو فقط آنها حق فرمان روایی داشته و مردم
مجبور و محکوم به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند.(متن کامل)
****
مهدی رستم پور(یکی از کشتی نویسان
برتر کشور و مدیر مسئول نشریه دنیای کشتی)
خبر پناهندگی اش رادر گفتگو با رادیو فردا تایید کرد
.رستم پور:به ندرت کسی در صدا و سیما با حاکمیت همراه است.
نرگس کلهر (دختر مهدی کلهر مشاور رییس جمهور) که به تازگی به آلمان پناهنده شده:

کار از پس گرفتن رای گذشته جوانان ایرانی میخواهند زندگی شان را پس بگیرند.(متن کامل تر خبر)
+
نوشته شده در چهارشنبه
1388/07/22ساعت 9:6  توسط محمود فرزين
|
| این مطلب به مناسبت ۲۰ مهر روز تولد استاد یگانه نی استاد حسن کسایی درج شده است |
حسن کسایی نوازنده ای ست که از دهه ۲۰ تا امروز
ناب ترین و موثرترین ملودیهای ایرانی را ساخته است و اجرا کرده است،امّا از منظر آهنگسازی به معنای متداول آن یعنی ساختن آهنگ های با کلام خود او در کتاب «از موسیقی تاسکوت»چنین میگوید:چیزی که بیشتر در موسیقی مورد نظر من بوده وهست نواختن ساز است.چرا که به این ترتیب احساس می کنم که بیشتر اقناع شده ام.البته برای نمونه چندین آهنگ ساخته ام که در سال های گذشته اجرا شده است.آهنگ هایی مانند:اشتیاق،تحفۀ دوست،شهر خوبان،جام هستی،بهار شیراز،مهر سیه چشمان،پیامی از قفس،درکنج دلم، قصۀ مجنون و چشم گریان که اغلب آنها بر شعر حافظ،حکیم صفای اصفهانی،نشاط اصفهانی،پژمان بختیاری یا ترانه های اسماعیل نواب صفاو بیژن ترقی و جهانبخش پازوکی بوده است.خوانندگان این آثارعبارتنداز:علی زاهدی،داریوش رفیعی،ایرج،منوچهر همایون ،دایی جواد،یاسمین و.....
اکنون بعد از چندین سال چند آهنگ با صدای علی جهاندار در مجموعۀ دختر گلفروش که مهردادیزدانی آنها را برای ارکستر تنظیم کرده اند. دانلود کنید:
۱-دختر گلفروش
۲-آواز افشاری با همراهی نی و تار
۳-شهر خوبان
۴-مژده آفتاب
۵- رنگ افشاری
+
نوشته شده در دوشنبه
1388/07/20ساعت 14:14  توسط محمود فرزين
|
به مناسبت بیستم مهر روز حافظ:
چند لینک خواندنی در باره حافظ:
۱-طنز در شعر حافظ (شفیعی کدکنی)
۲- گزارشی از کتاب این کیمیای هستی اثر شفیعی کدکنی(مسعود فریا منش)
۳-بهاء الدین خرمشاهي: «موسیقی شعر حافظ» بوطيقاي شعر حافظ است
۴-عشق ورندی در سخن حافظ
۵-شمول معنایی شعر حافظ و تاویلهای یکسونگرانه(دکتر اصغر دادبه)
۶-شیراز از نگاه حافظ( محمد رضا هاشمی پور)
۷- فال حافظ (بهاد الدین خرمشاهی)
۸- تجلی نجوم در شعر حافظ
+
نوشته شده در شنبه
1388/07/18ساعت 7:46  توسط محمود فرزين
|
بغضها بسته راه نفسها
از نفس مانده اند این جرسها
بسته ره کینه بر مهربانی
عشقها گم شده در هوسها
اسبها خسته تر از سواران
مردها مانده تر از فرسها
ما به دریا نبردیم راهی
خوش به احوال کفها و خسها
فرض کن جای آهن بسازند
از طلا میله های قفسها ،
نغمهّ مرغ تنها غمین است
چون برآرد به حسرت نفسها
خنده دار است وقتی برآرند
بال سیمرغ و شاهین ، مگسها ،
پیشوای رهایی بخوانند
خویش را گزمه ها و عسسها !
چیستند آخر این نیست سانان
کیستند آخر این هیچ کسها ؟!
گریه باید به حال عدالت
با وجود چنین دادرسها ! سه شنبه 14 مهر1388 محمدرضا ترکی
*** عکسهای دیدار خاتمی و حجاریان را در وبلاگ جنبش راه سبز آران و بیدگل ببینید.
+
نوشته شده در پنجشنبه
1388/07/16ساعت 11:1  توسط محمود فرزين
|
مرسدس سوسا، خواننده فولکلور آرژانتینی که با عناوینی همچون "صدای اکثریت خاموش" و "صدای آمریکای لاتین" شناخته می شد، در روز یکشنبه چهارم اکتبر 2009 در سن 74 سالگی و در اثر نارسایی کلیه، ریه و در نهایت ایست قلبی در گذشت.
او در کنار برخی دیگر خوانندگان سرشناس آمریکای لاتین همچون ویکتور خارا، ویولتا پارا، ویکتور اردیا و آلفردو زیتاروسا از شخصیت های کلیدی جنبش "ترانه نو" (Nuevo Cancionero) بود که در دهه 60 و 70 میلادی تفکرات چپ گرایانه را با موسیقی و شعر درآمیختند و به این وسیله اعتراض خود را .....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه
1388/07/14ساعت 11:11  توسط محمود فرزين
|
به طور کلی دربارهی گوگوش؛ آوازهخوان ایرانی؛ نمیتوان در مطبوعات داخلی سراغی گرفت. بلکه او را باید در مطبوعات تاجیکستان و دیگر کشورهای همسایهمان جستوجو کرد. یا حداقلاش اینکه به ناگزیر به جای عالم واقعی؛ میباید به سوی «دنیای مجازی» رهسپار شد و واقعیات مثلاً ممنوع این جا (یعنی ایران خودمان) را در سایتهای اینترنتی جست.
در این مرحله این سؤال مطرح میشود که دربارهی «گوگوش» باید از کجا شروع کرد؟ از اوج محبوبیتاش در دههی پنجاه؟ یا از لحظهی
سکوت و خاموشیاش؟ و یا از زمانی که مجدداً سر برآورد و جوان و پیر ایرانی را در انتظار کارهای تازهی خودش نگاه داشت؟
به نظر من نگاه به گوگوش را میتوان از دو منظر «دولتی» و «ملی» بررسی کرد.
یکی آنکه اساساً به لحاظ حکم حکومتی، صدای زن در ملاءعام ممنوع است (مگر آنکه در محافل زنانه باشد). شخصیت گوگوش اما از منظر دولتی، میتواند نمادی از خردهفرهنگ باشد و از این حیث به هیچوجه زیبندهی یک جامعهی انقلابی! نیست.
|
دانلود آهنگ کیو کیو بنگ بنگ با صدای گوگوش: kiou kiou bang bang.mp3
افزوده شده به این مطلب توسط وبلاگ کتابخانه قائمیه |
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه
1388/07/11ساعت 9:19  توسط محمود فرزين
|
هفته گذشته که خبر حذف نام پادشاهان از کتب درسی را شنیدم بد جوری کفرم در آمد.قصد داشتم در مورد آدم های احمقی که این گونه تصمیات احمقانه را می گیرند یک مطلب تند بنویسم.یعنی به قول خودمان چشمهایم را ببندم و دهانم را باز کنم.....
اما به دلایلی وقت نوشتن آنچه را در ذهن داشتم پیدا نکردم.حالا بعد از گذشتن چند روز یک پیشنهاد دارم که فکر میکنم از آن نوشته که شاید تنها خاصیتش خالی کردن عقده های خودم بود بهتر است.به دوستان وبلاگ نویس پیشنهاد میکنم که بخشی از مطالب وبلاگ خود را به تاریخ ایران (مخصوصا تاریخ قبل از اسلام)اختصاص بدهند.این مطالب و نوشته ها می تواند حول این محور ها یاشد:
۱- معرفی منابع اینترنتی در این رابطه
۲- معرفی و نقد و بررسی کتابها و منابع مکتوب در مورد این موضوع
۳- مطالبی که حاصل نوشته های خود دوستان یا دیگر کسانی ست که کتاب یا نوشته ای از آنان در جایی به چاپ نرسیده ولی دانسته ها یا نوشته هایشان می تواند مفید باشد.امیدوارم این پیشنهاد را جدی بگیرید و با مطالعه و پیش زمینه فکری مناسب به آن بپردازید.
***نوشته ابراهیم رها طنز نویس روزنامه اعتماد را در این مورد در ادامه بخوانید:
**این هم نوشته علی رضا توحیدی حذف پادشاهان
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه
1388/07/07ساعت 21:44  توسط محمود فرزين
|
فغان ز جغد جنگ و مُرغوای او
که تا ابد بریده باد نای او
بریده باد نای او و تا ابد
گسسته و شکسته پر و پای او
چه باشد از بلای جنگ صعب تر؟
که کس امان نیابد از بلای او
شراب او زخون مرد رنجبر
وز استخوان کارگر غذای او
همی زند صلای مرگ و نیست کس
که جان برد ز صدمت صلای او
به هر زمین که بگذرد بگسترد
نهیب مرگ و درد، ویل و وای او
جهانخوران گنج بر به جنگ بر
مسلطند و رنج و ابتلای او
محمد تقی بهار، مارچ 1950
رسول زاده
+
نوشته شده در یکشنبه
1388/07/05ساعت 22:30  توسط عباس رسول زاده
|
احمدجان سلام. نامه ات به ميرحسين و خاتمي و پيشتر از آن به کروبي را خواندم. من با تو از بيخ هم عقيده ام، راستش حين نوشتن اين نامه ديدم در کوچه سر و صدا است و يک کارگر ساختماني معتقد است همسايه روبه رويي تعدادي از آجرهاي آنها را برداشته و ديوار خودش را تکميل کرده. او مدام داد مي زد؛ «خشت مارو دزديدن/ دارن باهاش پز مي دن.» و اين هم از تاثيرات مخرب خاتمي و ميرحسين و کروبي است.
احمد، من در اين نامه عدله اينکه چرا صدها هزار نفر در روز جمعه مثل چنار سبز شده بودند و خجالت هم نمي کشيدند را برايت توضيح مي دهم. همه اش تقصير خاتمي و کروبي و ميرحسين است. اينها از اول هم دنبال انقلاب مخملي بودند. ابتدا هر سه با اعلام کانديداتوري براي انتخابات رفتند توي کار مخمل، البته بعد خاتمي انصراف داد و از رويه مخمل رفت توي کار آستري.
بعد از انتخابات هم در 25 خرداد، سه و نيم ميليون نفر را همين ها با زور و حتي بنا به بعضي گزارشات با چک و لگد کشاندند توي خيابان ها. به اين ترتيب که کروبي با مردم دست به يقه مي شد و آنها را از خانه خارج مي کرد. ميرحسين آنها را مي پيچيد لاي پارچه سبز. خاتمي هم که خط اش از بقيه بهتر بود روي کاغذ برايشان شعار مي نوشت مي داد دست شان.
احمد مي خواهم باز هم اين سه تن را برايت افشا کنم. همان روزها اينها در يک اقدام هماهنگ به سوي مردم هجوم بردند. خودم ديدم کروبي باتوم دست اش بود. ميرحسين هم از اين سپر شيشه يي ها دستش گرفته بود و ذوق مي کرد. خاتمي هم لباس پلنگي پوشيده بود و سوار موتور بود. لاکردار هر چيزي که سوار مي شود و هر لباسي که مي پوشد خوش تيپ مي شود،
احمد اين چند نفر خيلي ها را بازداشت کردند. البته من دقيق نمي دانم مسوول کهريزک کدام يک از اينها بوده. اما دوستان مي گويند تقسيم کار کرده بودند. صبح تا ظهر ميرحسين مي رفت کهريزک، ظهر تا غروب کروبي، خاتمي هم که تيپ هنري است تا لنگ ظهر مي خوابيد از غروب به بعد مي رفت آنجا. تلويزيون اين سه نفر هم مردم را عصبي تر کرد. نه وقتي کروبي اخبار مي گفت از معترضين کوچک ترين اثري بود، نه در برنامه هاي تحليلي ميرحسين و نه در گفت وگوهاي خبري خاتمي (مي داني که خاتمي همه اش در کار گفت وگو است،)
حتي اين افراد اخيراً در اقدامي مذبوحانه باعث شدند سران بسياري از کشورها حين سخنراني رئيس دولت بعد از نهم، صحن سالن سازمان ملل را ترک کنند به اين شکل که ميرحسين با خودش ميخ برده بود آنجا، خاتمي هم حواس شان را پرت کرده بود طوري که مي گفتند چه آقا، چه خوش صحبت و کروبي هم ميخ ها را روي صندلي ها گذاشته تا آنها وسط صحبت هاي احمدي نژاد نتوانند بنشينند و مجبور شوند سالن را ترک کنند.
احمدجان ديدي که من حتي از تو با خودت هم عقيده ترم. باز هم از همين نامه ها بنويس.
WWW. Ebrahimraha.com
+
نوشته شده در شنبه
1388/07/04ساعت 19:46  توسط محمود فرزين
|
یه وقت فکر نکنید نماینده کشور دوست و برادر لبنان هم موقع سخنرانی رییس دولت کشورمان در سازمان ملل سالن را ترک کرده بود.ایشان رفته بود تا مانع خروج بقیه دیپلماتهایی بشه که داشتن سالن را ترک میکردن.
به جون شما راست میگم.
+
نوشته شده در پنجشنبه
1388/07/02ساعت 20:46  توسط محمود فرزين
|
محمدرضا شجریان
تولد:یکم مهر ماه ۱۳۱۹

نوشته استاد شجریان در باره درگذشت استاد مشکاتیان
+
نوشته شده در چهارشنبه
1388/07/01ساعت 12:5  توسط محمود فرزين
|