پنجشنبه قبل به اتفاق برو بچه کتابخانه سفری به قم داشتیم و برای نماز مغرب و عشا به مسجد امام حسن (ع)(؟) رفتیم. برای من که بسیار جالب بود. محوطه مسجد بزرگ بود و اطراف ان تعدادی سالن و نمازخانه و حجره که در هر کدام انها امام جماعتی با عده ای از جماعت مشغول به نماز ! حتی داخل حیاط ان نیز 3 نماز جماعت همزمان و مستقل بر قرار بود و در مجموع در 6 تا 7 محل این این مکان نماز جماعت را به جماعت میخواندند.
ما مسجد بالایی به امامت ایت اله روحانی را برگزیدیم. نمازهم خالی از لطف نبود. نماز را کاملا فارسی (منظور ادای کلمات) خواند و نیز تمام ایات را به هم متصل میخواند، بین دو نماز هم 5 دقیقه بیشتر صحبت ننمود و..
برایم جلب بود چون که اگر میخواست در مسجدی مثل قائمیه بیدگل این نماز را بخواند حتما مدرک ایت الهی او را حضرات باطل میکردند و حکم ارتداد را به او میچسباندند!.
یاد سالی افتادم که ایت اله فاضل در قم نماز عید خوانده بود و مقلدان او بی توجه به او و داغتر از او روزه نگاه داشته بودند و ...
یاد زمانی افتادم که مسجد دو امام جماعت داشت و هر دو در یک روز برای بروبچه ها حکم ارتداد دادند...
یاد زمانی افتادم که در یک زمان در مسجد سه نفر نماز جماعت میخواندند!!
یاد زمانی افتادم که به ما میگفتند در تابلوی اعلانات مسجد سخن کفاری جون برتراند راسل و ... را نزنید حرام است و گمراه میشوید...و
و
و
.....
مهمترین رویدادها در چهل سال بعد _ 25مهرماه 1427 شمسی (2048 میلادی)
1-امروز بیست و پنجم مهرماه بیسوادی در ایران ریشه کن شد.آخرین بیسوادانی
که که در
2-رییس دانشگاه صنعتی شریف اعلام کرد:در جریان کنکور امسال یک دانشجو با
رتبه یک میلیون
و دویست هزار در رشته برق این
دانشگاه قبول شده است. وی در پاسخ به این سوال که چگونه
در حالیکه کل کنکوریها یک میلیون
نفرند؛شخصی با این رتبه قبول شده است ؛گفت:قوانین بومی سازی جدید باعث شده تا این
فرد که از قبایل بومی آفریقاست در کنکور قبول شود.
3-هیئت دولت امروز قانون جدیدی را برای تصویب به مجلس فرستاد که طی آن
رییس جمهور
میتواند
دفعات که بخواهد عمل کند.رییس جمهور که قبلا توپ جمع کن فوتسال بوده است اینکار را
باعث
را که دوست دارند وزیر باشند به آرزویشان برساند وآنها هم حالشو ببرند ونیز
معضل بیکاری
را تا حدودی حل کند.
4- یک گروه صد نفری از ریاضیدانان بین المللی یکی از غیر قابل حل ترین
مسایل ریاضی در چهل سال
اخیر را حل کردند. این مسئله در سال 1387 وقتی ایجاد شد که رییس جمهور
کشورمان (در حالیکه
میزان تورم توسط بانک مرکزی سه در صد بیش از ماه قبل اعلام شد)منحنی تورم
را نزولی دانست.
دانشمندان امروز بعد از چهل سال در یافتند که این مسئله کاملا سر کاری
بوده است.
میگویند در زمان ناصر الدین شاه دانشمندی بود که از نظر مالی در تنگنا بود. نامه ای به شاه می نویسد و درخواست کمک مالی میکند.
شاه در حاشیه نامه اش می نویسد: "در این مملکت هر کسی برای خود خوانی گسترده. تو نیز برای خودت خوانی بگستران."
دانشمند ناامید از لطف شاه، شال و کلاه میکند و به قزوین میرود. آنجا در بازار قزوین دم حجره معتبرترین تاجر شهر، جارویی بدست میگیرد و شروع به کار میکند. تاجر بیرون می آید که شاگرد نمیخواهم. از دانشمد اصرار که غریب و بیکارم و از تاجر انکار که نمیخواهم. خلاصه تاجر قبول میکند. سر ظهر تاجر به شاگردش میگوید بیا برویم مسجد نماز بخوانیم. شاگرد میگوید که من پدر و مادری نداشته ام که به من دین و خدا- پیغمبر بیاموزند. نه سواد دارم نه خدا را میشناسم. از همان روز تاجر شروع میکند که شاگرد جدیدش را مسلمان کند.
ماه رمضان می آید و در سحر یکی از روزها تاجر، شاگرد را می بیند که بر بام قرآن میخواند. تاجر بالا میرود که تو که سواد نداری چطور قرآن میخوانی؟ میگوید که دیشب امام زمان به خوابم آمد و به لطف ایشان من سواد دار شدم. در بازار ولوله می افتد که شاگرد حاج فلان، نظر کرده است. ملت از دور و نزدیک به خانه حاجی می آیند که شاگرد نظر کرده اش را ببینند و ته ظرف آبش را سر بکشند.
خبر به تهران می رسد و شاه پیام میفرستد که آقای نظر کرده بیا تهران ما تو را ببینیم. میگوید که هر که مرا میخواهد بیاید اینجا. خلاصه شاه با دبدبه و کبکبه به قزوین میرسد و یکراست میرود به دیدن شاگرد حاجی. شاگرد نظر کرده از شاه میخواهد که با هم خصوصی حرف بزنند. شاه قبول میکند. در خلوت آن دانشمند دیروز و شاگرد نظر کرده امروز از جیبش نامه اش به شاه را بیرون می آرود که:
قبله عالم این هم خوان ما
(رسول زاده)

تولد : 4 دی ماه 1310 در اهواز
مرگ : 12 مهر ماه 1381 در تهران
* رمان همسایه ها معروفترین اثر
این نویسنده است
و برخی آن را بهترین رمان بلند تاریخ ادبیات
ایران میدانند.
فهرست آثار احمد محمود:
مجموعه داستانها:
مول(1338)
دریا هنوز آرام است(1339)
بیهودگی (1340)
زائری زیر باران (1347)
ازدلتنگی (1348)
پسرک بومی(1350)
غریبه ها(1352)
دیدار(1368)
قصه آشنا(1370)
از مسافر تا تبخال(1371)
رمان ها:
داستان یک شهر)۱۳۶۰)
زمین سوخته: ۱۳۶۱
مدار صفر
درجه: ) ۱۳۷۲)
آدم زنده :1376
درخت انجیر معابد : ۱۳۷۹ ، برندهٔ دورهٔ اول جایزه ی هوشنگ گلشیری یعنوان بهترین رمان.
بیـــــــا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
هلال عیـــــــــد به دور قدح اشارت کرد
ثواب روزه و حج قبـــــــــــــــول آنکس برد
که خاک میکـــــده عشق را زیارت کرد
بهای باده چون لعل چیست جوهر عقـل
بیا که سود کسی برد کاین تجارت کرد
مقام اصلــــــی ما گوشه خرابات است
خداش خیــــر دهد آنکه این عمارت
کرد
فغان که نرگس جماش شیخ شهر امروز
نظر به درد کشان از ســــــر حقارت کرد
حدیث عشق زحافظ شنـــــو نه از واعظ
اگـــــــر چه صنعت بسیار در عبارت
کرد


خاکی که میپوشید
با مرگ
مو نمیزد.
برادرم
رفته بود گل بچیند
اشتباهاً شهید شد
پا کردهبود توی پوتین
غوغا بهپا کرده بود
قرار گذاشتهبودیم
برویم
دل به دریا...
سر از خاک درآورد.
***
سرجوخه از جنگ که برگشت
تنها
جوخهاش ماندهبود
اگر داشت
پیشانیاش بوسیدنی بود
از تپش قلبش
خمپاره شنیدم
سرم سوت کشید
سلیقهام عوض شد
حالا
از یونیفرم لجنی
عقّم میگیرد
از گلنچیده دامادشدن
بدم میآید.
***
جنگ راه انداختند
خون راه انداختند
برادر را
انداختند
من امّا دستم به ماشه نمیچکید
آخر
سری که درد نمیکند
چرا؟!
گلوله ببندم. **امین روشنی زاده **
این تصویر زیبا از وبلاگ گنگ خواب دیده اقای کدخدایی گرفته شده
(رسولزاده)