و دیگر این که نخستین رسالت ما کشف بزرگ¬ترین مجهول غامضی است که از آن کمترین خبری نداریم و آن "متن مردم" است و پیش از آن که به هر مکتبی بگرویم باید زبانی برای حرف زدن با مردم بیاموزیم و اکنون گنگیم. ما از آغاز پیدایشمان زبان آنها را از یاد برده¬ایم و این بیگانگی، قبرستان همه آرزوهای ما و عبث کننده همه تلاش¬های ماست.
و آخرین سخنم به آن¬ها که به نام روشنفکری، گرایش مذهبی مرا ناشناخته و قالبی می¬کوبیدند، این که:
دین چو منی گزاف و آسان نبود / روشن تر از ایمان من ایمان نبود // در دهر چو من یکی و آن هم کافر! / پس در همه دهر یک مسلمان نبود
ایمان در دل من، عبارت از آن سیر صعودی¬ای است که پس از رسیدن به بام عدالت اقتصادی _ به معنای علمی کلمه _ و آزادی انسانی _ به معنای غیر بورژوازی اصطلاح _ در زندگی آدمی آغاز می¬شود.»
هانيبال الخاص - هنرمند نقاش - سرانجام پس از حدود چهار سال دوري، در آستانهي آغاز دههي نهم زندگي به ايران بازگشت.
«همهي هم و غمي كه به من از دوست و آشنا اهدا ميشود در اين روز 26 خرداد روز تولدم كه به حساب سني در ايران برون از 78 و ورود به 79 سالگيام است، مرا چون تولد پنجسالگيام شاد ميكند. باورم به راه هنريام و نگاه آرزومندم به جوانان نقاش ما پابرجاست. در اين نمايشگاه روز تولدم، با من از ته دلي راستين حرف بزنيد.
متن کامل در ادامه:
ادامه مطلب
دو سه هفته اي ست كه من هم مثل بقيه مردم به كار صرفه جويي در مصرف آب وبرق مشغولم
.البته كسب اين توفيق اجباري باعث شده تا گهگاه كه در اوج گرماي جهنم گونه كوير يا موقعي كه كار مهمي دارم ويك مرتبه به صرفه جويي مي پردازم؛ كمي اعصابم از كنترل خارج شده و رويم به ديواركلماتي خارج از ادب ونزاكت از دهانم خارج گردد. اما ديشب كه وزير محترم نيرو ومهمتر از آن رييس جمهور گرامي از مردم به خاطر صرفه جويي كلي تشكر كردند؛ حسابي گل از گلم شكفت و كلي از خودم خجالت كشيدم. اين درست مانند آن است كه از يك لال مادر زاد به علت كم حرفي تشكر كنيم.البته گمان ميكنم سفر رييس جمهور مان به ايتاليا ونامهرباني يا بهتر بگويم اهانت هاي ميزبانان نسبت به ايشان باعث شده تا ايشان ادب را ازبي ادبان آموخته وبا ما مهرباني پيشه كنندتا شايد اين رومي هاي زبان نفهم هم چيزي ياد گرفته باشند.از زاويه اي ديگر هم ميتوان اينگونه نتيجه گرفت كه همه چيز در كشورما با فرهنگ سازي از نوع زور زوركي پيش مي رود حجاب زوري ؛سود بانكي زوري ؛سهميه بندي سوخت اجباري ؛ساعات كار اجباري ؛....... وحالا هم صرفه جويي از اين نوع.
القصه شنيدن پيام رييس جمهور عزيز همان و جاري شدن اشك از ديدگان من هم همان.از ديشب تا به حال هم ورد و ذكر من در خواب وبيداري همين است كه :محمود جون دوستت دارم؛محمودجون متشكرم. حالا چرا شما باور نمي كنيد ؛من نمي دانم . چـــــــــرا شما باور نمي كنيد؟چـــرا ؟
«مردم کاشان به عشرت و خوشگذراني علاقه مندند و سه روز از ايام هفته را به تفريح در باغ هاي خرم و دلگشاي فين مي گذرانند.» احتمالاً اگر کسي فقط همين يک جمله «ياقوت حموي» را، که در قرن هشتم مي زيست شنيده باشد، وسوسه مي شود برود ببيند کجاست اين باغي که مردماني علاقه مند به عشرت و خوشگذراني، سه روز از روزهاي هفته شان را به آنجا مي روند. من البته نه به خاطر اين جمله، که به بهانه پر کردن وقت هم سفرانم، روانه شان کردم که در آن گرماي خانمانسوز کاشان، سر ماشين را کج کنند و در همان خس و خاک هاي کنار اتوبان اصفهان پارکش کنند و پياده از محشر کبراي آدمياني که آنجا بودند، بگذرند و سري به باغ هاي خرم و دلگشاي فين بزنند.در راه برايشان توضيح .............
*متن كامل را در ادامه مطلب بخوانيد *
ادامه مطلب
این تصویر مربوط به سیما بینا میباشد که چندروز پیش در بزرگداشت محمد حقوقی با جمعی از هنر مندان شرکت کرده بود .
منبع :سایت هفتان
که این ساز را از انزوا خارج کرد وبا قدرت دستهای
هنرمندش بیش از ۷۰ سال هنر خود را به دوستان
مویسقی ایرانی هدیه کرد.شرح حالی از او را در
ادامه مطلب بخوانید.استاد بهاری در بیستم خرداد
ماه سال ۱۳۷۴ درگذشت. یادش گرامی باد.
ادامه مطلب
در بخش ادامه چند پیشنهاد مطرح میشود . نظر شما چیست؟
ادامه مطلب


از مرز سبز دور افتادیم که
ناگاه خویش را
در پای برج تاریک
در پرتو گزنده ی خون یافتیم ؟
2- نه اینکه ما
وقتی که بر کرانه هامون
از خواب های آبی ناهید افتادیم
فقط در اشتیاق تماشا بودیم ؟
3- حالا به من بگویید
کجای دریا ها جنگ است
که رودخانه ها باز
با آستین پر از سنگ می روند ؟
منوچهر آتشی -حادثه در بامداد
«شهرام ناظری» در گفت و گوی مفصلی که با مجله فرهنگ و آهنگ انجام داده در پاسخ به پرسشی پیرامون سردرگمی علاقهمندان و هنرجویان نسل امروز موسیقی گفته است: «به طور کلی میتوان گفت که دو دلیل اصلی موجب این پراکندگی شده است. اول عدم برنامهریزی فرهنگی صحیح از سوی مراکز دولتی و دوم پراکندگی موسیقیدانانی که هدایت جریان منسجم موسیقی در اوایل انقلاب را بر عهده داشتند. باید منصفانه اعتراف کرد که واقعاً ما موسیقیدانان مقصریم، ما میتوانستیم در این وضعیتی که هنر ما دچار بحران شده، دست به دست هم داده و به موسیقی انسجام بدهیم ولی متاسفانه پراکندگی ما موجب شد که کار خرابتر شود و به وضعیت امروز موسیقی برسیم.»
به گزارش پایگاه خبری فرهنگ و آهنگ، شهرام ناظری در این گفت و گو با تشریح نظریات خود در موسیقی و چگونگی شکلگیری ایدههای آوازی خود، پیرامون مشکلات نسل امروز موسیقی نیز سخن به میان آورده است. او در بخشی از صحبتهای خود به موسیقی عرفانی اشاره کرده و گفته است: «ِموسیقی آیینی و عرفانی وقتی از محیط خود دور شده و به شهر میآید، هم بسیار مساله حساسی است و هم با اندک بیدقتی میتواند دچار لغزش و انحراف شود. من در این قسمت تجربیات نسبتاً خوبی دارم. چون از طفولیت با این فرهنگ بزرگ شدهام و در نوجوانی سالها به طور علمی غرق آن بودهام. از نظر تئوریک و تاریخی هم در این زمینه مطالعه داشتهام. از سوی دیگر سالها همنشینی با قلندر نامی دیار خود «نعمتعلی خراباتی» که نقش مرشدم را داشته و نزدیکی عارفان و مکاتب از این دست سبب شد که در اولین کارهایم، به طور رسمی جمله «موسیقی عرفانی ایران» را مطرح کنم.»
وی در ادامه افزوده: «در آن زمان هدفم سیری در تاریخ ایران باستان، تاریخ اجتماعی ایران و همچنین ارایه بعضی از فرمها و لحنهای گمشده حماسی و باستانی آواز بود. المانهایی که با حرکت و طراوت بیشتر بتواند، پیوند محکمتری با اجتماع و نسل جوان برقرار کند. اما خیلی زود دریافتم که در شرایط محیط ما قدم نهادن در این راه غیرممکن است. چون این راه راهی بود که در حقیقت دو رو داشت. راه اول راه پنهانی، درونی و باطنی آن بود که بالطبع در اعماق تاریخ ایرانی باستان، شرح نهضتها و مبارزات قوم ایرانی و تاریخ اجتماعی داشت و حرکت در آن غیر ممکن مینمود و راه دوم راه ظاهری آن بود که من اهل آن نبودم.»
مشروح کامل این گفتوگو به همراه مطالبی پیرامون شیوه آوازخوانی این خواننده ارزنده کشورمان و همچنین نگاهی به آلبوم «سفر عسرت»، اثر تازه منتشر شده ناظری در آمریکا، در بیستمین شماره مجله «فرهنگ و آهنگ» به چاپ رسیده است. شماره جدید مجله موسیقی فرهنگ و آهنگ روز پنجشنبه 16 خرداد در مراکز معتبر عرضه محصولات فرهنگی توزیع خواهد شد.
منبع : پایگاه خبری فرهنگوآهنگ culture –music.com

آقای کاشیگر همچنین خود در سال گذشته در چند جایزه ادبی درگیر فعالیت بوده و دبیر جایزه "روزی روزگاری" است.
با او درباره جوایز ادبی و در ایران و به خصوص جایزه "روزی روزگاری" گفت و گو کرده ایم که قرار است در دوره جدیدش به یک اثر غیرایرانی نیز جایزه بدهد .
از جایزه "روزی روزگاری" چه خبر؟ پیش تر اعلام شده بود که احتمال دارد به خاطر کمبود کتاب های منتشر شده برگزار نشود. فکر نمی کنید برگزار نکردن جایزه هایی از این دست ظلم مضاعف به ادبیات داستانی باشد؟
با رسیدن تعداد کتاب های نشریافته در ۱۳۸۶ به یک حداقل قابل قبول، جایزه "روزی روزگاری" در اردیبهشت ۱۳۸۷ برگزار خواهد شد. ضمن این که امسال یک جایزه هم به سایر جایزه ها اضافه می شود.
دعوت میشود ادامه مطلب را بخوانید
ادامه مطلب
روزنامه ها نوشتند:در پی زمین لرزه اخیر در چین ؛ باورهای مذهبی در میـــان مردم این
کشور تقو یت شده است . به نظر شما زلزله ای که از یکی دو سالگذشته تاکنون ؛ اقتصاد
کشورمان را ویران کرده است ؛ کدام باور ها را در ذهن مردم ما قوی تر کرده است ؟؟؟؟؟؟؟
«سيدني پولاك»، كارگردان سرشناس آمريكايي برنده اسكار روز گذشته در سن 73 سالگي درگذشت. 
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «سيدني پولاك» كه از حدود يك سال قبل
اعلام شده بود به سرطان مبتلا شده است، پریروزدر سن 73 سالگي در خانهاش در لسآنجلس
و در كنار خانوادهاش دار فاني را وداع گفت.
در حالي كه دنياي فيلم «سيدني پولاك» را بهعنوان يك كارگردان بزرگ ميشناسد، اما او در
قالب يك ستاره بازيگري به دنياي فيلم وارد شد و آخرينبار در فيلم «مايكل كلايتون» در
سال 2007 به ايفاي نقش پرداخت.
«پولاك» كه متولد اول جولاي 1934 بود، در طول حيات، 21 فيلم و مجموعه تلويزيوني را
كارگرداني كرد، در 30 فيلم ايفاي نقش داشت و تهيهكنندگي 44 فيلم را نيز برعهده داشت. او بيشتر بهجهت بازي گرفتن عالي از ستارگان هاليوودي فيلمهايش چون «رابرت ردفورد»، «جين فاندا» و «داستين هافمن» به شهرت رسيد.
برجسته ترين اثر او «از درون آفريقا» بود كه در سال 1985جايزه اسكار را كسب كرد. اين فيلم با بازي «مريل استريپ» و «رابرت ردفورد» نامزد 11 بخش جوايز اسكار شد و در نهايت، هفت جايزه اسكار از جمله بهترين كارگرداني و تهيهكنندگي را براي او بههمراه آورد.
اولين فيلم بلند «پولاك» در مقام كارگردان، در سال 1965 بهنام «رابطه سست» ساخته شد و آخرين فيلم او اثري مستند بود كه در سال 2007 با عنوان «طراحيهاي فرانك گري» بهروي پرده رفت.
فساد سياسي و قرباني شدن انسان در آلودگيهاي سياسي و اجتماعي، مضمون اصلي بيشتر فيلمهاي او بود.
طبق آنچه بي بي سي گزارش داده است: «توتسي»، «سابرينا»، «مترجم»، «هاوانا»، «سه روز كندور»، «ياكوزا»، «اين ملك متروكه»، «نگهبان قصر» و «آنها به اسب شليك ميكنند»، «زن و شوهرها» و «روزهاي خوش زندگي» از ساختههاي معروف او بهشمار ميآيند.
از بهيادماندنيترين نقشآفرينيهاي او در فيلمهاي سينمايي ميتوان از «چشمان كاملا بسته»، «مايكل كلايتون»، «سوپرانوس» و «مترجم» نام برد. براي اولينبار «جان فرانكن» در فيلم «زنگها براي چهكسي به صدا درميآيند» نقش بسيار كوتاهي را به او داد.
پادکست (به انگلیسی: Podcast) یا پادپخش انتشار مجموعه ای از پرونده های رسانه دیجیتال است که توزیع آن در اینترنت با استفاده از فیدصورت می گیرد، و توسط کاربران معمولاً بر روی یک پخشکنندهٔ موسیقی دیجیتال قابل دریافت و پخش است. این روش ارائهٔ محتوا در سال ۲۰۰۴ محبوبیت و گسترش یافت.
برای دریافت آن، معمولاً از برنامههای خبر خوان که از خدمات وب استفاده میکنند استفاده می شود و بر روی رایانههای خانگی و یا پخشکنندههای موسیقی دیجیتال قابل پیاده سازی است. قابل ذکر است که عمل دریافت
پادکست را پادکچ (به انگلیسی: Podcatch) می گویند.
*متن کامل را در ادامه بخوانید *
ادامه مطلب

