نوبهارست درآن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز وتو در گـــل باشی
ما ایرانیان انسانهایی خوشبختیم که سال مان با بهار تازه می شود و نوروزمان زمانی آغاز می شود که
روزگار نو می شود. نوروزی با بهار.
باز هم زمستان رفت، مثل همه سال ها. و زمستان چنان به سرماو سیاهی اش عادت مان داده بود که
باورمان نمی شد که می رود وباورمان نمی شد که بهار و گرما و زندگی دوباره می آید.
فصل بهارتان مبارک.
***
غروب یکرنگــــــی مــــــا سرک کشید تو کوچه هــــا
روزای دلمــــــرده و ســرد رفت و به جاش گرمی اومد
اونهمه شب سرمه کشید یبار به جاش سرخ وسفید
از اونهمــــــه شب یه رنگ یخ زده حتـــــــی دل سنگ
آتیشا از توی خــــــــــــونه میـــــــــــاد تو کوچه بمونه
سرخی را از اون بگیـــــرن زردا بســــــوزن بمیــــــــرن
آتیش گرفتــــــــــه تو د له هرچــــــــی پلیــــد و باطله
گر گر خنــــــده ســـــر بده غـــــــم دلا رو پــــــــــر بده
من ا نتخابات را دوست دارم ؛نه به خاطر تعجیل در اعلام کو پن های قند و شکر وبرنج و ...یا تاخیر در اعلام قیمت بنز ین آزاد و نه به
خاطر اینکه همه با ما مهربان می شوند ؛ حتی نیروهای انتظامی که خیلی با مرام و معرفت میشوند؛ ونه به این دلیل که در این
روزهاهمه حلال مشکلات مردم هستند بی آ نکه بگو یند اینهمه مشکل از کجا آمده ؛وقتی که کا ندیدای امروزی فرما ندار وصاحب
منصب و پست ومقام های د یروزی ست.
و البته جالب است که ا ین روز ها از مشکلات و سختی های مردم میگو ییم و هزار راه حل و وعده میدهیم و بقیه ی ا یام سال شهر در امن و امان است و ا بر و باد وخورشید وفلک به ما حسرت میـــبرند که ما مشکلی ندار یم و خیلی گل و بلبلیم .
من ا نتخابات را دوست دارم به دلیل اینکه در این چند روز گذشته فهمیدم ما مردم ا یران چقدرآدمهای مهمی هستیم ولی خودمان خبر ندار یم ؛ ما میتوا نیم حماسه بیافر ینیم ؛ما مثل سرو یم؛ ما مثل کوه و صخره ا یم؛ما آرش ورستم وسهراب و کاوه و رضا زاده و علی دایی و گودز یلا و صدام وجورج بوش را قورت می دهیم .ما باشعوریم ؛ما خیلی می فهمیم؛ ما قدرتمندمی باشیم است . البته به شرط ا ینکه بجه های خو بی باشیم و گربه شاخمون نزند.
خلاصه رفت تا یکی دو سال دیگر که کو پن فهم و شعور و قدرت اعلام کنند ؛ البته قبل ازآن سهم عدالتمان را پرت خواهند کرد جلوی ما ؛ با نا نها یی که بوی نفت می دهد .
روز بعد. بعد از ظهر بود و شیفت بودیم که صدای بوق موتور سیکلت ها به صدا در امدند و صدها موتور سیکلت و اتومبیل به دنبال کاندیدایی دیگر به راه افتاده بودند و جوانان میدویدند و ..!!
روز بعد که به خانه -بیدگل- باز میگشتم و بیشتر نگاهم متوجه درختان شکوفه زده و گاه خوشکیده و سرمازده بود در سه راه معین اباد تابلوی پاره یا شاید سوخته یک کاندیدای انتخاباتی را دیدم. گذشته از اینکه متعلق به چه کسی میتواند باشد . صحنه بسیار زشتی بود.؟؟!! چرا؟؟
اینها نشان میدهد که فرهنگ ما زیاد جای کار دارد و ....
میشد که به باور برخی از سوی خدا به رسالت تاریخی برگزیده شده اند.
« رابرت واتسون ؛ نویسنده انگلیسی »
هادی صباغی ازدوستانی ست که گهگاهی به ما و کتابخانه قائمیه سری می زند.پیش از این با کانون فرهنگی هنری مهرگان همکاری میکرد، هادی از هنرمندان نمایش وتئاتر است و مانند خیلی های دیگر به دلیل وضعیت خاص جغرافیایی و اجتماعی آران و بیدگل و مشکلات گوناگون دیگر به جایگاهی که مستحق آن بوده نرسیده ؛سالهاست او را می شناسم صدای خوبی دارد و قلمی توانا، اگر چه خیلی کم مینو یسد. به مهندس بازرگان علاقه ی خاصی دارد واین روزها از نظریه خیر مطلق سخن میگو ید. نوشته ای که میخوانید نوشته ی هادی ست و مقدمه ایست بر همین نظریه با عنوان :ایرانیان وتمدن ایرانی در دنیای مدرن
محمود فرزین
این مقاله را در قسمت ادامه بخوانید
ادامه مطلب
اما چرا جلسات گاها مشابه تشکیل میشوند و از نتایج همدیگر استفاده نمی کنند ، جاسات نقد و کارشناسی ما گاه همانند تک جزیره هایی هستند که هیچ پل ارتباطی ندارند ف شاید علت ان است که مکتوبشان نمیکنیم. به هرحال امشب نیز گذشت.!
رو یداد های فرهنگی اسفند 1426 :
1- علیرضا افتخاری نهصدو نود و نهمین آلبوم موسیقی خود را به بازار عرضه کرد .در اینمجموعه چند آهنگ از ژان میشل ژار -حسن شماعی زاده و شهرام شب پره نیز وجود داردوخوانندگا نی چون کر یس دی برگ و آ ندرا نیک مدد یان نیز
آهنگها یی را به طور مشترک با افتخاری اجرا کرده اند.
2- معاون د بیرکل دفتر ا نجمن ریشه یابی عقب ما ندگیهای فرهنگی شهرستان آران وبیدگلاعلام کرد :بعد از یکسال
تحقیق شبا نه روزی فهمیدیم دلیل عقب ماندگی فرهنگی شهرستان د ر نیم قرن گذشته آن است که کلنگ هیچ پروژ ه ی
فرهنگی در این سالها به زمین نخورده و به سبب حجم بالا و تعداد زیاد طرح هایی که باید کلنگ آن به زمین بخورد ؛ احداث یک کارخانه تولید کلنگ های یکبار مصرف را در آینده ای نزد یک شاهد خواهیم بود ودر صورت موفقیت این طرح ؛
بعدا کلنگ های د ا یمی نیز تولید خواهد شد . وی همچنین گفت :این نظریه نخستین بار توسط مهدی مسیبی عنوان
شده بود ولی متاسفانه جدی گرفته نشده و فراموش شده بود .
یاد باد آن همدلی ؛آن همدمی؛ آن همرهی
ساز محجوبی و آواز « بنان »؛ شعر « رهی »
****
استاد غلامحسین بنان
تولد :ارد یبهشت 1290
مرگ :هشتم اسفند 1364
برخی از آثار استاد بنان : الهه ناز –ای ایران –
شب جوانی – من از روز ازل –نخورده می –
کاروان – بوی جوی مولیان و .......
** یادش گرامی باد**
|
چند سال پیش یک دوست انگلیسی شاعر از من پرسید: 'وضع شعر در ایران چه طور است؟' و من بر اساس دیده ها و شنیده ها و دانسته هایم جوابی به او دادم که فکر می کردم نباید خیلی دور از واقعیت باشد. |
|
شاید چیزی که این تأسّف را به لحن او داده بود، این بود که خیال می کرد وضع شعر در انگلستان حتماً باید همان وضعی باشد که او برای شعر در ایران آرزو دارد. در آن لحظه به یاد جوابی افتادم که به آن دوست انگلیسی شاعر داده بودم. |
|
ه آن هموطن شاعر گفتم: 'ببین رفیق، اینجا، یعنی در انگلستان، شعر هیچ وقت آن وظیفه ای را که در این صد سال گذشته در جایی مثل ایران بر عهده اش گذاشته اند، نداشته است و هیچ شعر دوستی هم وظیفه ای برای شاعر تعیین نمی کرده است. بنابراین اگر من وضع شعر در انگلستان را برایت تعریف کنم و تو بخواهی از مجرای مقایسه به حرف من گوش کنی، خواهی نشست و به حال شاعرهای انگلیسی و وضع شعر در انگلستان زار زار گریه خواهی کرد!' |
دیروز صبح دو سه ساعتی در کاشان بودم.در مسیرم به چند کیوسک و دکه روزنامه فروشی سر زدم.به غیر از ده بیست روزنامه
که همه میشناسیم ؛مجلات وماهنامه هایی با اسامی یا موضوعات زیروجود داشتند: فیلم وسینما ؛جدول و جایزه؛هنرهای رزمی ؛آشپزی؛شیرینی پزی ِ؛نساجی؛رایانه؛کشاورزی؛الکترونیک؛عکاسی؛کتاب؛ساختمان؛پزشکی ؛خیاطی؛گلدوزی؛خانواده ؛خانواده سبز؛هوا فضا ؛ماشین و.......در بین این همه مجله های گوناگون چیزی در مورد موسیقی نبود.
از روزنامه فروش هم چیزی نپرسیدم تا پیش خودم گمان کنم مجلات موسیقی فروش رفته اند؛.یک کیلو سبزی خریدم و برگشتم.



