تبليغاتX
بروبچه های کتابخانه قائمیه

نوبهارست درآن کوش که خوشدل باشی

که بسی گل بدمد باز وتو در گـــل باشی

ما ایرانیان انسانهایی خوشبختیم که سال مان با بهار تازه می شود و نوروزمان زمانی آغاز می شود که

 روزگار نو می شود. نوروزی با بهار.
باز هم زمستان رفت، مثل همه سال ها. و زمستان چنان به سرماو
سیاهی اش عادت مان داده بود که

 باورمان نمی شد که می رود وباورمان نمی شد که بهار و گرما و زندگی دوباره می آید.
فصل بهارتان مبارک.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

***

نوشته شده توسط محمود فرزین در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 19:27 | لینک ثابت |

غروب  یکرنگــــــی مــــــا                   سرک کشید تو کوچه هــــا

روزای دلمــــــرده و ســرد                  رفت و به جاش گرمی اومد

اونهمه شب سرمه کشید                  یبار به جاش سرخ وسفید

از اونهمــــــه شب یه رنگ                  یخ زده حتـــــــی دل سنگ

آتیشا از توی خــــــــــــونه                   میـــــــــــاد تو کوچه بمونه

سرخی را از اون بگیـــــرن                  زردا بســــــوزن بمیــــــــرن

آتیش گرفتــــــــــه تو  د له                  هرچــــــــی پلیــــد و باطله

گر گر خنــــــده ســـــر بده                  غـــــــم دلا رو پــــــــــر بده

نوشته شده توسط محمود فرزین در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 ساعت 12:46 | لینک ثابت |

من ا نتخابات را دوست دارم ؛نه به خاطر تعجیل در اعلام کو پن های قند و شکر وبرنج و ...یا تاخیر در اعلام قیمت بنز ین آزاد و نه به

خاطر اینکه همه با ما مهربان می شوند ؛ حتی نیروهای انتظامی که خیلی با مرام و معرفت میشوند؛ ونه به این دلیل که در این

روزهاهمه حلال مشکلات مردم هستند بی آ نکه بگو یند اینهمه مشکل از کجا آمده ؛وقتی که کا ندیدای امروزی فرما ندار وصاحب

 منصب و پست ومقام های د یروزی ست.

و البته جالب است که ا ین روز ها از مشکلات و سختی های مردم میگو ییم و هزار راه حل و وعده میدهیم و بقیه ی ا یام سال شهر در امن و امان است و ا بر و باد وخورشید وفلک  به ما حسرت میـــبرند که ما مشکلی ندار یم و خیلی گل و بلبلیم .

من ا نتخابات را دوست دارم به دلیل اینکه در این چند روز گذشته فهمیدم ما مردم ا یران چقدرآدمهای مهمی هستیم ولی خودمان خبر ندار یم ؛ ما میتوا نیم حماسه بیافر ینیم ؛ما مثل سرو یم؛ ما مثل کوه و صخره ا یم؛ما آرش ورستم وسهراب و کاوه و رضا زاده و علی دایی و گودز یلا و صدام وجورج بوش را قورت می دهیم .ما باشعوریم ؛ما خیلی می فهمیم؛ ما قدرتمندمی باشیم است  . البته به شرط ا ینکه بجه های خو بی باشیم و گربه شاخمون نزند.

خلاصه رفت تا یکی دو سال دیگر که کو پن فهم و شعور و قدرت  اعلام کنند ؛ البته قبل ازآن سهم عدالتمان را پرت خواهند کرد جلوی ما ؛ با نا نها یی که بوی نفت می دهد .

نوشته شده توسط محمود فرزین در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 16:15 | لینک ثابت |
داخل مسجد جامع زواره نشسته بودم و به نقشهای زیبای آن مینگریستم ناگهان ولوله ای شد و صدای سهمگین به گوش رسید. گوشم راتیز کردم و حالا دوزاری ام افتاد که اینها طرفداران کاندیدایی خاص هستند که به مسجد می اید. ناخود آگاه به یاد صحنه هایی از فیلم کیف انگلیسی و انتخابات خان و دکتر به یادم امد .

  روز بعد. بعد از ظهر بود و شیفت بودیم که صدای بوق موتور سیکلت ها به صدا در امدند و صدها موتور سیکلت و اتومبیل به دنبال کاندیدایی دیگر به راه افتاده بودند و جوانان میدویدند و  ..!!

روز بعد که به خانه -بیدگل- باز میگشتم و بیشتر نگاهم متوجه درختان شکوفه زده و گاه خوشکیده و سرمازده بود در سه راه معین اباد تابلوی پاره یا شاید سوخته یک کاندیدای انتخاباتی را دیدم. گذشته از اینکه متعلق به چه کسی میتواند باشد . صحنه بسیار زشتی بود.؟؟!! چرا؟؟

اینها نشان میدهد که فرهنگ ما زیاد جای کار دارد و ....

نوشته شده توسط محمود فرزین در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 ساعت 20:2 | لینک ثابت |

 در میان همه‌ی رجال اخیر مشرق زمین و زمامداران و بزرگان ایران که نامشان در تاریخ جدید ثبت است، میرزا تقی خان امیر نظام بی‌همتاست. دیوجا نس در روز روشن در پی او می‌گشت. به حقیقت سزاوار است که به عنوان اشرف مخلوقات به شمار آید. بزرگوار مردی بود. اگر میرزا تقی خان می‌‌ماند و اندیشه‌‌های خود را به ا نجام می‌رساند، بدون تردید در زمره‌ی کسانی شمرده

می‌شد که به باور برخی از سوی خدا به رسالت تاریخی برگزیده شده اند.

  

             « رابرت واتسون ؛ نویسنده انگلیسی »

 

 

نوشته شده توسط محمود فرزین در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 9:50 | لینک ثابت |

maranjab 008(007)

 هادی صباغی ازدوستانی ست که گهگاهی به ما و کتابخانه قائمیه سری می زند.پیش از این با کانون فرهنگی هنری مهرگان همکاری میکرد، هادی از هنرمندان نمایش وتئاتر است و مانند خیلی های دیگر  به دلیل وضعیت خاص جغرافیایی و اجتماعی آران و بیدگل و مشکلات گوناگون دیگر به جایگاهی که  مستحق آن بوده نرسیده ؛سالهاست او را می شناسم صدای خوبی دارد و قلمی توانا، اگر چه خیلی  کم مینو یسد. به مهندس بازرگان علاقه ی خاصی دارد واین روزها از نظریه خیر مطلق  سخن میگو ید. نوشته ای که میخوانید نوشته ی هادی ست و مقدمه ایست بر همین نظریه با عنوان :ایرانیان وتمدن ایرانی در دنیای مدرن

محمود فرزین

maranjab 008(053)

 این مقاله را در قسمت ادامه بخوانید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمود فرزین در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 2:4 | لینک ثابت |
امشب با تعدادی از دوستداران فرهنگ در هم بودیم، مسائل گوناگون مطرح شد از کتابخانه هم صحبت به میان امد و اندکی از مشکلات و گذشته کتابخانه را برای دوستان بیان نمودم

 اما چرا جلسات گاها مشابه تشکیل میشوند و از نتایج همدیگر استفاده نمی کنند ، جاسات نقد و کارشناسی ما گاه همانند تک جزیره هایی هستند که هیچ پل ارتباطی ندارند ف شاید علت ان است که مکتوبشان نمیکنیم. به هرحال امشب نیز گذشت.!

نوشته شده توسط محمود فرزین در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 1:40 | لینک ثابت |

      رو یداد های فرهنگی اسفند 1426 :

 

1-      علیرضا افتخاری نهصدو نود و نهمین آلبوم موسیقی خود را به بازار عرضه کرد .در اینمجموعه چند آهنگ از ژان میشل ژار -حسن شماعی زاده و شهرام شب پره نیز وجود داردوخوانندگا نی چون کر یس دی برگ و آ ندرا نیک مدد یان نیز

آهنگها یی را به طور مشترک با  افتخاری اجرا کرده اند.

2-      معاون د بیرکل دفتر ا نجمن ریشه یابی عقب ما ندگیهای فرهنگی شهرستان آران وبیدگلاعلام کرد :بعد از یکسال

تحقیق شبا نه روزی فهمیدیم دلیل عقب ماندگی فرهنگی شهرستان د ر نیم قرن گذشته آن است که کلنگ هیچ پروژ ه ی

 فرهنگی در این سالها به زمین نخورده و به سبب حجم بالا و تعداد زیاد طرح هایی که باید کلنگ آن به زمین بخورد ؛ احداث یک کارخانه تولید کلنگ های یکبار مصرف را در آینده ای نزد یک شاهد خواهیم بود ودر صورت موفقیت این طرح ؛

بعدا کلنگ های د ا یمی نیز تولید خواهد شد . وی همچنین گفت :این نظریه نخستین بار توسط مهدی مسیبی عنوان

شده بود ولی متاسفانه جدی گرفته نشده و فراموش شده بود .  

نوشته شده توسط محمود فرزین در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 ساعت 22:47 | لینک ثابت |

یاد باد آن همدلی ؛آن همدمی؛  آن همرهی

ساز محجوبی و آواز « بنان »؛ شعر « رهی »

 

****

استاد غلامحسین بنان

تولد  :ارد یبهشت 1290

مرگ  :هشتم اسفند 1364

برخی از آثار استاد بنان : الهه ناز –ای ایران –

شب جوانی – من از روز ازل –نخورده می –

کاروان – بوی جوی مولیان و .......

 

 ** یادش گرامی باد**

 

 

نوشته شده توسط محمود فرزین در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 19:21 | لینک ثابت |
نوشته علیزلده طوسی

چند سال پیش یک دوست انگلیسی شاعر از من پرسید: 'وضع شعر در ایران چه طور است؟' و من بر اساس دیده ها و شنیده ها و دانسته هایم جوابی به او دادم که فکر می کردم نباید خیلی دور از واقعیت باشد.

حالا چند روز پیش هم یک هموطن شاعر، که از تهران تلفنی حالی از من می پرسید، وقتی که صحبتمان به وادی شعر رسید، با لحنی تأسفّ آمیز گفت: 'وضع شعر در انگلستان چه طور است؟'

شاید چیزی که این تأسّف را به لحن او داده بود، این بود که خیال می کرد وضع شعر در انگلستان حتماً باید همان وضعی باشد که او برای شعر در ایران آرزو دارد. در آن لحظه به یاد جوابی افتادم که به آن دوست انگلیسی شاعر داده بودم.

قضیه این است که وضع شعر هیچ ملّتی، صد در صد، با وضع شعر ملّتهای دیگر قابل مقایسه نیست. هستند ملّتهایی که وضع اجتماعی و سیاسی و فرهنگیشان تا اندازه ای به هم شباهت دارد، امّا باز هم کیفیت شعرشان با هم خیلی فرق می کند.

ه آن هموطن شاعر گفتم: 'ببین رفیق، اینجا، یعنی در انگلستان، شعر هیچ وقت آن وظیفه ای را که در این صد سال گذشته در جایی مثل ایران بر عهده اش گذاشته اند، نداشته است و هیچ شعر دوستی هم وظیفه ای برای شاعر تعیین نمی کرده است. بنابراین اگر من وضع شعر در انگلستان را برایت تعریف کنم و تو بخواهی از مجرای مقایسه به حرف من گوش کنی، خواهی نشست و به حال شاعرهای انگلیسی و وضع شعر در انگلستان زار زار گریه خواهی کرد!'

هموطن شاعر با این حرف من بیشتر کنجکاو شد و با اینکه هزینه تلفنش خیلی سنگین می شد، اصرار کرد که مختصری درباره این وضع عجیب برایش بگویم، و حالا من خیلی مختصرتر از آنچه برای او گفتم، عرض می کنم که در سال ۱۹۱۲ ، یعنی در ۹۶ سال پیش که یک شاعر انگلیسی به اسم 'هارولد مونرو' (Harold Monro) یک کتابفروشی به اسم 'کتابفروشی شعر' در لندن باز کرد و اولین مجله اختصاصی شعر را به اسم 'بررسی شعر' انتشار داد و در بالاخانه کتابفروشی اش جلسه های ادواری شعر خوانی و بررسی شعر ترتیب داد و کسانی مثل 'عزرا پاوند' و 'تی. اس. الیوت' در این جلسه ها شرکت می کردند، زمانی بود که شعر داشت در انگلستان 'مدرن' می شد، و ۹۶ سال پیش هم در ایران تلاشهایی برای مدرن کردن شعر فارسی شروع شد.
نوشته شده توسط محمود فرزین در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 23:56 | لینک ثابت |

دیروز صبح دو سه ساعتی در کاشان بودم.در مسیرم به چند کیوسک و دکه روزنامه فروشی سر زدم.به غیر از ده بیست روزنامه 

که همه میشناسیم ؛مجلات وماهنامه هایی با اسامی یا موضوعات زیروجود داشتند: فیلم وسینما ؛جدول و جایزه؛هنرهای رزمی ؛آشپزی؛شیرینی پزی ِ؛نساجی؛رایانه؛کشاورزی؛الکترونیک؛عکاسی؛کتاب؛ساختمان؛پزشکی ؛خیاطی؛گلدوزی؛خانواده ؛خانواده سبز؛هوا فضا ؛ماشین و.......در بین این همه مجله های گوناگون چیزی در مورد موسیقی نبود.

از روزنامه فروش هم چیزی نپرسیدم تا پیش خودم گمان کنم مجلات موسیقی فروش رفته اند؛.یک کیلو سبزی خریدم و برگشتم.

 

نوشته شده توسط محمود فرزین در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 9:40 | لینک ثابت |