**متن کامل رادر ادامه مطلب بخونید**
ادامه مطلب
بودن يا نبودن مسئله اين است
ومرد خسته از تكرار و تسلسل روزانه
و شب
در معرض طوفاني از خواستن ها و نداشتن ها
«و در پي آرامش »
فشار يك دكمه :صدا _ تصوير
و هجوم هزاران دروغ؛ نيرنگ؛ ريا ؛ تزوير
« وسپس »
كابوس مجدد شبانه
بودن يا نبودن مسئله اين است
( ابوالفضل مقری)
وطـــــن يعني همين ها كه نوشتي كمي زيبــــــــــايي وبـــــــاقي پلشتي
وطن يعني همين بنزين همين نفت وطن يعني همين گازي كه خـوش رفت
وطن يعني بلور آجين چمــــــــن ها خريد گاز از اين تركمـــــــــــــــــن هـــــا
وطن يعني اگــــــــر ســــرما بيـــايد مديريت كنـــــــــــي با حرف و شـــايد
وطــــــــــن يعنــــي اگر پولي نداري به چشم مردمـــــــــــــان كمتر ز خاري
وطــــــــن يعني به دانشگـــاه رفتن و با نوت بوك و عينك راه رفــــــــــــتن
وطــــــــن يعني صف شير وصف نون وطن يعني كــــــه سيخي چنــــد قانون
وطن يعنـــــــــي پروكسي با جريمه غزلهـــــــــــاي ضعييف و نصف نيمـــــــه
وطن يعني همين اوضاع فــــــعلـــي ندارد سرمربـــــــــــي تيــــــم ملـــــــي
وطن يعني هروئيــــن قرص وشيشه كه با آن شاد و شنگولـــــــــــي هميشه
وطـن يعنـــــــي شتــر ديدي نديدي بلوتوث و پيـــــــــــامك ،ديسك وسي دي
وطـــــن يعني صد وهشتاد قسمت ببينــــــــــــي طنزهاي بــــــــــــي هويت
وطـــــن يعني فقــــط جهل وخرافات دعــــــا كـــــــــردن براي دفــــــــــع آفات
وطـــــــــن يعني همين سهم عدالت كه مــــــــــــا را آب كـــــــــــرده از خجالت
وطــــن يعني من وسهميـــه سوخت كه برده ســـــود خوب ،آنكس كه بفروخت
وطـــــن يعنـــــــي خيـــــــابان وزباله چك برگشــــــــــــــــتي و وام سه ساله
وطـــــــن يعني پــــــــرايد نوك مدادي كه جـــاي آن ژيان كهــــــــــــــــــنه دادي
وطــــــــــن اينترنت است وسرعت كم ســـــــخن بسيار هست و مهـــلت كـــــم
وطن يعني...،سه تا نقطــه گذاشتم تصور كــــــــــــــــن چه بايد مـــي نوشتم
داشتم در مورد این بیت که شاید و حتما مفاهیم عرفانی دارد فکر میکردم اما افکار زیر در ذهنم گذشت . خوب "هرکسی از ظن خود شد یار من".
پس از دوران اقتدار صفویان و ظهور و سقوط کوتاه مدت و متعدد پادشاهان که گاه به تشکیل یک سلسله نیز نمی رسید، قاجار قدرت را در دست گرفتند و مدت طولانی حکمت کردند، در همین دوران است که به واسطه دارالفنون گروهی از روشنفکران به فرنگ رفته ظهور میکنند که باید آنها را جوانه های بذر هایی دانست که امیر کبیر در سرزمین مادری پاشید که با آب فرنگ ابیاری شدند. و جریانی در تاریخ معاصر ایران شکل میگیرد که قصدشان در نهایت اعتلای ایران از لحاظ فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی و ... از دیدگاه خودشان است.
پس از انها ، همزمان با شروع نهضت شرق شناسی در غرب و آمریکا و ترجمه کتب شرق شناسان و سفرنامه های انان به زبان فارسی و سرمایه گذاری در کاوشهای باستان شناسی ، دریچه ای به تاریخ پرشکوه گذشته برایمان باز میشود، مطالبی که قبلا در شاهنامه ها میخواندیم و حال از برگردانهای مستند از گزنفون و کتزیاس گرفته تا ایران شناسان معاصر که این نوعی احساس دور افتادن از اصل را در مردم- بهتر است بگویم بخشی از مردم- به وجود اورد و آنان بیشتر فهمیدند که چه بوده اند.
این دو جریان را بخشی از روشنفکران مذهبی نیز در طی سالها همراهی مینمود و باید گفت که نهضت سوم در بین مذهبیون شکل گرفته بود که تا حال نیز ادامه دارد. اما اختلافاتی در دیدگاه ها ، رفتارها و ... موجود بوده و هست و خواهد بود.
اما میخواهم چیز دیگری بگویم و آن اینکه ملت ایران و ایرانییان با رشد دادن و فهمیدن تدریجی این سه جریان و با آزمون خطاهایی که از نظر من بیهوده نبوده کم کم راه خود را پیدا میکند و میخواهد بفهمد که چه می خواهند!!؟؟.
بزرگی میگفت که اگر در بین مردم و دانشجو و روحانی و سیاست مدار و ... باشی ، هیچ دو نظر یکسانی پیدا نمی کنی اما زمانی که این نظرات به هم نزدیک شوند و بفهمیم که چه میخواهیم –نه اینکه چه نمیخواهیم- آنگاه باید گفت که گامی بزرگ را برداشته ایم.
با همین تحلیل است که –نام اشخاص باعث سوء تفاهم نشود- شاه در سخرانی جشنهای 2500 ساله میگوید که دیگر محتاج چشم آبی ها نخواهیم بود ( هر چند در اجر عکس آن عمل میکرد) و بعد ملت در شهارهای انقلاب میگفتند "نه شرقی و نه غربی" و یا بعد ها در حرفهای هاشمی که "ما خودمان همه چیز را میتوانیم و باید تولید کنیم" و یا احمدی نژاد که حرف آخر را میزند و میگوید که "ما باید به الگوی جهان تبدیل شویم" و ... هر چند عمل هر کدام شاید در جهتی مخالف باشد ولی سخن من این است که این گفتگو به گفتمان غالب تبدیل شده و همه چه روشنفکر و چه روحانی و چه .... میخواهند که به نقطه اوج برسند بازیابند روزگار اقتدار را .که جای امید واری است. و این همان تنها دلیل نگرانی غرب است نسبت کشورهایی خواستار بازیابی قدرت گذشته خویشند. چون
ما ادعا داریم و در جهان مدعی خواهیم بود..
نویسندهی محبوب ایرانی
توضیح: نوع امتیاز بندی به این صورت است که انتخاب اول ۳ امتیاز، انتخاب دوم ۲ امتیاز و انتخاب سوم ۱ امتیاز را به خود اختصاص دادهاند.
نویسندگان محبوب ایرانی زنان دانشجو
در سال ۱۳۸۶
۱- صادق هدایت ۱۵۱ امتیاز
۲- جلال آل احمد ۸۵ امتیاز
۳- محمدعلی جمالزاده ۷۲ امتیاز
۴- م. مودبپور ۷۰ امتیاز
۵- سیمین دانشور ۶۴ امتیاز
۶- محمود دولتآبادی ۳۳ امتیاز
۷- فهیمه رحیمی ۳۲ امتیاز
۸- ر. اعتمادی ۲۳ امتیاز
۹- بزرگ علوی ۱۷ امتیاز
۱۰- هوشنگ گلشیری ۱۵ امتیاز
نویسندگان محبوب ایرانی مردان دانشجو
در سال ۱۳۸۶
۱- صادق هدایت ۱۸۵ امتیاز
۲- جلال آل احمد ۸۸ امتیاز
۳- محمد علی جمالزاده ۶۴ امتیاز
۴- محمود دولتآبادی ۴۵ امتیاز
۵- سیمین دانشور ۲۷ امتیاز
۶- بزرگ علوی ۲۴ امتیاز
۷- هوشنگ گلشیری، ۲۲ امتیاز
فهیمه رحیمی
۸- م. مودبپور، ۱۹ امتیاز
رضا امیرخانی
۹- مصطفی مستور ۱۷ امتیاز
۱۰- صادق چوبک ۱۵ امتیاز
نویسندگان محبوب ایرانی کل دانشجویان
در سال ۱۳۸۶
۱- صادق هدایت ۳۳۶ امتیاز
۲- جلال آل احمد ۱۷۳ امتیاز
۳- محمد علی جمالزاده ۱۳۶ امتیاز
۴- سیمین دانشور ۹۱ امتیاز
۵- م. مودبپور ۸۵ امتیاز
۶- محمود دولتآبادی ۷۸ امتیاز
۷- فهیمه رحیمی ۵۲ امتیاز
۸- بزرگ علوی ۴۱ امتیاز
۹- هوشنگ گلشیری ۳۷ امتیاز
۱۰- مصطفی مستور ۳۱ امتیاز
ادامه مطلب

ادامه مطلب
آقای فریدنی اگرچه به عکاس طبیعت معروف بود اما عکس های بسیاری با موضوعات دیگر نیز داشت که از آن جمله می توان به مجموعه عکس های تهران، قم و مشهد او اشاره کرد.
از او کتاب هایی درباره کرمان، ماهان، گیلان، اصفهان، مجموعههای ایران و ... چاپ شده و مجموعه های بسیاری آماده چاپ دارد

تصاویری از استاد که در دی ماه علی رغم بیماری پارکینسون از روی صندلی چرخ دار در جزیره قشم مشغول عکاسی میباشند. روحش شاد.
در جلسه ديروز نقد ادبي كانون شعري از يغما گلرويي خواندم به نام مترسك.اين ترانه آنقدر زيبا
ومعنا دار هست كه بتواند صداي ناخواننده اي مثل من را قابل تحمل كند.تعدادي از دوستان بعد
از جلسه در مورد اين شعر و شاعرش از من پرسيدند .شايد بد نباشد شما هم شعر را بخوانيد.
وسطِ یه دشتِ سنگی که به اندازهی دنیاس
یه کفِ دست خاکِ تبدار ، وسعتِ مزرعهی ماس
سایه انداخته مترسک ، رو سَر سُنبلههامون
بسکه لبهامونُ بستن ، انگاری مُرده صدامون
یه روزی پدربزرگا ، دست تو دستِ هم گذاشتن
واسه وحشتِ کلاغا ، یه مترسک اینجا کاشتن
کلّاغا از اینجا رفتن ، امّا قصّه نیمهکارهس
گاهی وقتا برقِ خنجر ، پُشتِ چشمکِ ستارهس
کدخدامون توی خواب دید ، که مترسک ، یه رسوله
هَر کی گندم بسوزونه ، همه حاجتاش قبوله
پیشِ پاهای مترسک ، گندمُ قربونی کردن
توی دِه هَر چی تبر بود ، یه جایی زندونی کردن
تا مبادا یکی دستش برسه به تیغِ کینه
دشتِ سنگی انقراضِ این مترسکُ ببینه
حالا دیگه این مترسک ، صاحبِ مزرعهمونه
بیشتر از همه کلاغا ، داره گندم میسوزونه
آدمای سادهی دِه ، میگن حرفاشُ شنیدن
بعضیا دورِ سَرِ اون ، هالهی نوری رُ دیدن !
هیچکدوم خبر ندارن ، کسی پُشتِ اون صدا نیست
نمیدونن هالهی نور ، جُز چراغِ کدخدا نیست
آهای ! همْغصّه ! کاری کن که میسوزه گُلِ گندم
نباید این مترسک هم ، بشه ایمانِ این مَردُم
بدهکاری به زانوهات اگه زانو زده باشی
تو راهِ تازه پیدا کن واسه این قومِ سَر در گُم
***ادامه ي مطلب در باره ترانه سرا ***
ادامه مطلب
سلام خاوير. خوش آمدي،
نمي دانم تو از اين نامه چه بخش هايي را خواهي خواند. پنجشنبه به موسي قرباني و الياس نادران نامه يي نوشته بودم که تمام بخش هاي خوبش قيچي شده بود. اميدوارم نامه تو قيچي نخورد.
خاوير، آمدن تو باعث خوشحالي ما است. فقط چند سوال کوچک دارم که در اين نامه مي پرسم تا به آنها جواب بدهي و بعد بدون هيچ مشکلي سرمربي تيم فوتبال ما بشوي.کلمنته جان بگو، موضع تو نسبت به کارهاي نمايندگان مجلس ششم چيست؟ آيا کارهاي آنها را تاييد مي کني؟ آيا سيستمآنها را در برخورد با مشکلات
خوب آناليز کرده يي؟، 2-5-3بهتر بود يا استعفا؟ لطفاً شفاف جواب بده.
خاوير کلمنته عزيز، تو براي انتخاب بازيکنان تيم ملي چه روشي خواهي داشت؟ ترجيح ميدهي بر فرض دو هافبک چپ، که چپ پا باشند، داشته باشي يا يکي را ردصلاحيت مي کني؟ از نظر تو کدام دسته از بازيکنان صلاحيت عضويت در تيم ملي فوتبال را دارند؟ آيا بازيکناني که پس از به ثمر رساندن گل شادماني مي کنند نبايد ردصلاحيت شوند؟ اگر بازيکني پس از گل زدن خداي نکرده قر داد، شما چه برخورد انضباطي مي کنيد؟ نظر تو نسبت به بازيکناني که موهايشان را بلند مي کنند چيست؟ اگر تماشاگران پس از پيروزي تيم در استاديوم زياده از حد به شادماني پرداختند بهتر است چند جلسه بازي هاي تيم ملي را بدون تماشاگر برگزار کرد؟ آيا اگر زبانم لال بازيکني موهايشرا به سمت چپ شانه کرد، باز هم در تيم ملي جايي خواهد داشت؟ در چيدمان بازيکنان داخل زمين
چقدر از نظرات موسي قرباني و الياس نادران استفاده خواهيد کرد؟ چه زماني پس از ورود به ايران موضع مثبت خودتان را درباره ردصلاحيت هاي گسترده و بجا و بحق و قابل ستايش اصلاح طلبان از کانديداتوري مجلس هشتم اعلام خواهيد کرد؟ اساساً گمان نمي کنيد بهتر است تيم ملي ايران به جاي ديدار با تيمهاي استکباري همچون آلمان يا فرانسه با تيم هاي دوست و برادر جيبوتي و... همان جيبوتي ديدار کند؟
تضمين مي کنيد پس از حضور شما، عدالت محوري در تيم ملي رعايت شود و ما با تمام تيم ها مساوي
کنيم؟ تضمين مي کنيد کماکان وقتي در استاديوم آزادي، حين بازي هاي ملي به آسمان نگاه کرديم ببينيم
که از اون بالا کفتر ميايه؟ آيا بهتر نيست به جاي دو دستيار خارجي از دستياران داخلي مثل موسي قرباني
و الياس نادران استفاده کنيد؟ و...
خاوير کلمنته جان، اگر بازي تيم به ضربات پنالتي کشيد، آيا از رئيس جمهور با نظر به سوابق درخشان شان
در اين امر سود خواهيد برد؟ تعدادي سوال ديگر هم باقي مانده که سر فرصت مي پرسم. فعلاً موفق باشي،
postkhoone@gmail.com ابراهيم رها – روزنامه اعتماد شنبه 13بهمن86
بار اول آيت الله خميني به جمعي از سياست پيشه گان که در همان زمان براي ديدار وي به قم رفته بودند گفت اين که انقلاب نيست بلکه مصادره لفظ انقلاب است. انقلاب کار ديگري است که سبز و قرمز ندارد و وقتي اتفاق افتاد عليه حاکم وقت است، نه اين که به دست حاکم رخ دهد.
بر سر بار دومي که اين تعبير بر زبان پادشاه سابق نشست هنوز پس از بيست و هشت سال دعواست. گروهي از سلطنت طلبان با هر کس اختلاف حسابي دارند مي گويند او اين لفظ [ناميمون] را در دهان پادشاه بيمار گذاشت. عده اي، کس ديگري را عامل به کار رفتن اين تعبير مي دانند. هيچ نمي گويد چه فرق مي کند که چه کس به شاه توصيه کرده پذيرش واقعيت را. ظاهرا به گمانشان اگر شاه خود اين نمي گفت تفاوتي رخ مي داد و احيانا مردم در نمي يافتند که آن کار که برايش به خيابان ها مي آيند و با ارتش درگير مي شوند، انقلاب است
"نقل از سایت بهنود دیگر"
راستش من چند ماهی است که به دلایل کاری هر هفته از اران و بیدگل به اردستان، زواره ، نطنز و اصفهان مسافرت میکنم و در زواره و اصفهان و بیدگل ساکن بوده ام. این نکته مورد تایید است که در هیچ کجا به اندازه اران و بیدگل و کویرات زواره برف نباریده و حتی برف اران و بیدگل سنگینتر نیز بوده است اما من این هفته در شهر زواره هیچ اثری از برف و یخ در خیابانها و حتی کوچه های ان ندیدم. نمی دانم. شاید شهردار زواره از نوعی تکنولوژی فوق العاده استفاده میکند که در رقابت شهرداران برای نهضت خدمت رسانی بیشتر به مردم غیر مجاز است و در نتیجه انها نمونه نشده اند و ما شده ایم ویا شاید اصلا من به زواره نرفته ام و در اتوبوس به خواب رفته و از یکی از شهر های سیستان و بلوچستان سر دراورده بوده ام؟ به هر حال در مملکتی که کلاغها مثل کبک میدوند و قورباغه ها پرواز میکنند و .. -یادم امد- و کارشناسان لایحه بودجه را در یک صفحه پشت و رو خلاصه میکنند و .... شهرداری شهر ما نیز با این بلبشوی وضع کوچه و خیابان -که البته این هم قابل تقدیر است! – باید نمونه شود.!؟
|
فريدون فروغي تولد: نهم بهمن 1329 در محله سلسبيل تهران مرگ: سيزده مهر 1380 |

وقتي كه دستاي باد
قفس مرغ گرفتارو شكست
شوق پروازو نداشت
وقتي كه چلچله ها
خبر فصل بهارو ميدادن
حس آوازو نداشت *از ترانه هاي فريدون فروغي*
چهل سال بعد، هفتم بهمن1426
1- وزير نيرو به خبرنگاران گفت:تا بهار آينده برق توليدي نيروگاه اتمي بوشهر وارد مدار ميشودالبته اگر
روسيه به تعهداتش عمل كند.
2- بودجه سال 1427 امروز نيم ساعته در مجلس تصويب شد اين بودجه شامل 150 كلمه و115عدد
بودوبه اتفاق آرا تصويب شد .
3- شهردار آران وبيدگل براي سي و هشتمين بار پياپي به عنوان شهردار نمونه انتخاب شد .وي كه چهل سال است به اين سمت انتخاب شده است ،در پي سرماي بي سابقه در زمستان 1386،طرح سقفهاي شيشه اي متحرك را براي خيابانهاي اين شهر شروع كرد .وي بودجه اين طرح را از محل صرفه جويي در مصرف نمك وماسه وبيل وكلنگ تامين كرد و با جذب توريست وايجاد درآمد براي شهرداري موفق شدعليرغم مصوبات اوليه شوراي شهر كه شهرداري را از هزينه كردن در كارهاي فرهنگي منع كرده بود دهها طرح بزرگ فرهنگي هنري را درشهرستان آران وبيدگل اجرا كند
4- وزير بازرگاني گفت: بزودي كارت هوشمند نان ونمك توزيع خواهد شد .البته فعلا سهميه بندي در
كارنيست ،اما براي سهميه بندي احتمالي ،سهميه افراد بر حسب سن،وزن،اندازه دور كمروتعداد دندانها محاسبه خواهد شد.
ادامه را بخوانید...
ادامه مطلب

ادامه مطلب


