از دوستي شنيدم كه شركت گسترش وتوسعه ماهور قصد چاپ نشريه اي را دارد
كه هم اكنون در مرحله كسب مجوز وانجام مراحل اداري وقانوني ميباشدو.آقاي
مسعود فرزانگان نيزقراراست با اين گروه همكاري كند.
از آنجاكه اهالي ماهور دغدغه هاي مالي وموانع اقتصادي در راه انتشار گاهنامه
يا ماهنامه ندارند و باتوجه به حضور مسعود فرزانگان در اين جمع بايدمنتظربمانيم
وببينيم ماحصل كار چه خواهد شد. بي هيچ قضاوت وپيش داوري تا چاپ وانتشار
اولين شماره صبر مي كنيم ودر عين حال اميدواريم نتيجه زحمات اين گروه يك
نشريه وزين وقابل تامل باشد.
سه روز پيش(16 مهرماه) شهرستان آران وبيدگل ميزبان احمدرضا عابد زاده
دروازه بان سابق تيم ملي فوتبال كشورمان بود.
اينكه عقاب آسيا ازسوي چه كساني و به چه دليلي دعوت شد و... بماند براي بعد
اشاره كنوني من به مطلب ديگري است: شهرستان ماچندان بزرگ وپرآوازه
نيست وحتي موقعيت جغرافياي چندان مناسبي هم ندارد ولي باز هم آنقدر توان
داريم كه پاي قهرمانان و ورزشكاران سرشناسي مثل رضازاده- علي دايي ويا
عابد زاده را به اين سوبكشانيم ولي ماوشما يا ديگران كه مقام ومنصبي و نفوذي
دارند كمتر به اين فكر مي كنيم كه خودمان مي توانيم ورزشكاراني داشته باشيم
كه از عقاب وشهرياروسلطان وجادوگروآسمان خراش و.... چيزي كم ندارند.
درست است كه خيلي از مشكلات ما مسائل كلان مملكتي است كه حل خيلي از
آنها در دوره عمرماامكان پذير نيست اما مديريت صحيح ،خودباوري ،امكانات
مناسب وهمت بلند ابزاري است كه گويا كمتردردستهايمان داريم وگرنه اينقدر
كه فكر مي كنيم فقير نيستيم وكويرمان باير نيست.
اگر ماعقاب نداريم دليلش ساده است:جوجه عقابهايمان را خوب پرورش نمي دهيم
به آنها پروبال نميدهيم عقاب بي بال وپر بالاك پشت فرقي ندارد.
باآنكه بسياري ازورزشكاران بزرگ كشورمان(مثل عابدزاده) محصول برنامه يك
سيستم صحيح وهدفمندنيستنداما اين دليلي براي چشم پوشي بر واقعيتها نيست.
راهي كه ميتواند جوانان ما را به سكوهاي افتخار نزديك كند راهي معين وشخص
است بايد بيانديشيم،برنامه ريزي كنيم سرمايه گذاري كنيم والبته از سختي نترسيم.
وجود جوانان مستعد در رشته هاي دووميداني،ورزشهاي رزمي وحتي فوتبال در
آران وبيدگل بر كسي پوشيده نيست اماتا وقتي كه برنامه ريزي وامكانات كافي براي
همين رشته هاي محدود هم وجودندارد نبايد به اين زودي توقع ظهور ورزشكاران
ملي راازميان جوانان شهرمان داشته باشيم.
اول باركه ايجاد يك وبلاگ گروهي را به دوستان پيشنهادكردم شهريورماه 86 بودو همانگونه كه حس مي زدم
اين پيشنها دبا استقبال روبرو شد و يكي دونفرهم قول دادندبانوشته هايشان همياري كنندكه اولين ايشان دوست
خوبم عباس رسول زاده بودكه گويا خودنيزوبلاگي داردو ديگري ابوالفضل مقري بودكه در داستان نويسي قلم
توانايي دارد.ديگراني هم هستند كه بعدها باخواندن نوشته هايشان نامشان را خواهيد دانست.
اميد فراوان دارم حاصل تلاش ما بيش از آنكه بيان دغدغه هاودلمشغوليهاي خودمان باشد به نحوي دراعتلاي
فرهنگي شهر وديارمان كه كاستيهاي بسياري در اين مقوله دارد موثر افتد.هميشه منتظر نظرات شما هستيم.
