در زمينه اجتماعي، منتسكيو عقيده دارد كه سرمایه داران آزمند (آنانکه که جز گردآوری پول و انباشتن ثروت اندیشه و انگیزه دیگر ندارند) و تهی دستان (مردم آسمان جل) قابل كنترل نيستند [وضعیت آمریکای امروز] و آمادگي برهم زدن و عبور از نظامات را دارند ـ هر دسته به طریقی. راه حل این است که با وضع مالیات تصاعدی و نیز وضع ضابطه ضد اجحاف و استثمار، کسب ثروت عادلانه و از تمرکز آن در دست عده اي معدود جلوگیری شود و ثروت وسیله و دلیل مداخله در وظایف دولت قرار نگیرد. ....(در ادامه)
مهمترين تاليف منتسكيو «روح القوانين» است كه الگوي قوانين اساسي كشور ها قرار گرفته و درباره حقوق غير قابل نقض مردم و حفظ این حقوق از تعرض است [به دست دولت]، و اينكه يك دولت چگونه بايد حكومت كند و حدود اختيارات آن. تاكيد بر تفكيك كامل قواي حكومتي (مقننه، قضائيه و اجرائيه*) بخشي از فلسفه سياسي منتسكيو است تا موازنه قدرت (چک و بالانس) در جامعه حفظ و حقوق مردم از هرگونه گزند مصون و محفوط بماند....(ادامه مطلب)
منتسكيو در كتاب «نامه هاي ايراني» اوضاع پاريس و روش زندگاني آن زمان را از قول يك مسافر خيالي ايراني؛ به باد انتقاد گرفته و مسخره كرده بود. لبه تيز انتقاد او مخصوصا متوجه زندگاني لوكس و تشريفاتي اشراف و وضعيت كليسا بود. منتسكيو نتیجه مطالعه و بررسي جزئيات تاريخ روم را در كتاب «طلوع و غروب امپراتوري روم» منعكس ساخته تا درس عبرت براي امپراتوران و اصحاب قدرت باشد.
انديشمندان متاخر برسه قوه حکومتي (که در بالا آشاره شده است) يك قوه چهارم افزوده اند كه ژورناليسم و كل رسانه هاي گروهي (نشريات، كتاب، راديو ــ تلويزيون، فيلم، عكس و وسائل تبليغ و ترويج و از سال 1995؛ آنلاين ها) هستند كه بايد مستقل از هريك از سه قوه ديگر باشند تا بتوانند به وظايف خود عمل كنند.
در ادامه بخوانیم --- منبع
آزادي اي خصيصة ي والاي آدمي
اي دُرد پر تبلور ميناي آدمي
آزادي اي بشير بشر سازپرپيام
اي خوش طليعه سرِِِّ سويداي آدمي
آزادي اي معلم پرواز مرغ روح
از خار زار قيد جگرخاي آدمي
آزادي اي طناب عروج از خضيض خاك
وي پاي پر توان تولّاي آدمي
آزادي اي حکایت سيمرغ و كيميا
اي منتهاي شوق و تمناي آدمي
آزادي اي كمال مفاهيم بحث عشق
اي در تو جلوه گر همه معناي آدمي
آزادي اي نداي بلند ستمگران
با جلوه ي فريب ؛ در آواي آدمي
آزادي اي بهانه ي قدرت براي ظلم
اي بهترين وسيله ي ايذاي آدمي
آزادي اي شعار حكومتگران دهر
آزاد اگر تو خود نشوي واي آدمي
معيني كرمانشاهي 24/8/59

از نزدیکان به معترضان است. به لحاظ اعتقادی و دینی و حتی به لحاظ سیاسی همیشه از معترضان دفاع می کند و در مقابل حکومت شروع به نقادی می کند. اما مردی است با ویژگی بارز تساهل و تسامح. کسی که توسعه را می شناسد و می داند راه شاید از اصلاح هموارتر باشد تا تغییر ساختار. تمام تلاشش را برای نقد هم می کند. نامه نگاری می کند و سران را از اتفاقاتی که بر جامعه ایرانی می رود برحذر می دارد، مباد آنکه فردا دیر باشد. او مرد تغییر هست اما نه با انقلاب. اما با انقلاب مردم ایران همراه می شود. آنقدر مدیر هست که بشود رییس دولت موقت!{مهندس بازرگان}
داستان بالا داستان سی و یک سال پیش است. اما با خواندن نوشته های این روزها درباره خاتمی دائم یاد او می افتم. همیشه انقلابیونی هستند که با منش و روش اصلاحی کنار نیایند. بازرگانی که این روزها سالروز وفاتش هست و بسیاری بر این باورند نوع نگاه و اندیشه های بازرگان انقدر روشن بوده، که او را در تاریخ زنده بدارد.بازرگان صاحب تئوری و روشمند در عمل بوده است. او یک روشنفکر دینی است و چراغ راه است برای بسیاری از جوانان و دانشجویانی که آن روزها در خط مقدم مبارزه بوده اند.
این یکی دو روز مدام نوشته ها را می خوانم. .... و من مانده ام در تعجب از فضایی که ایجاد شده که حتی من ِ نوعی هم جرات نمی کنم بیایم و بنویسم که من مشکلی با هیچکدام از این سه تا و اصل حرفشان نداشته ام.
.....مردمی که می خواهند زندگی کنند و می خواهند خوب زندگی کنند و نه سیاستمدارند و نه علاقمندند سیاست همیشه عنصر اساسی زندگیشان باشد. گاهی وقتی نوشته ها را می خوانم و عکس العمل ها را می بینم شک می کنم به شناخت خودم از افراد. شک می کنم به خوانده هایم و فکر می کنم این چه تصویری است که از افراد به نمایش می گذاریم. بعد ترجیح می دهم چیزی ننویسم.
اصل مطلب را در وبلاگ http://smto.ir بخوانید
در مزار آباد شهر بی تپش
وای جغدی هم نمی آید به گوش
دردمندان بی خروش و بی فغان
خشمناکان بی فغان و بی خروش
آبها از آسیا افتاده است
دارها برچیده خونها شسته اند
جای رنج و خشم و عصیان بوته ها
پشکبنهای پلیدی رسته اند
خانه خالی بود و خوان بی آب و نان
و آنچه بود ، آش دهن سوزی نبود
این شب است ، آری ، شبی بس هولناک
لیک پشت تپه هم روزی نبود
نغمه نیستم که بخوانی
قصه نیستم که بگویی
من درد مشترک ام
مرا فریاد کن
دانلود با صدای شهرام ناظری ؛ از آلبوم " سفر عسرت " از اینجا دریافت کنید
در ادامه شعر کامل از مجموعه "کاوه یا اسکندر" مهدی اخوان ثالث
چه کج رفتارى اى چرخ!
چه بدکردارى اى چرخ!
سر کین دارى اى چرخ!
نه دین دارى نه آیین دارى اى چرخ
دانلود اهنگ: ديدم صنمي
دانلود ---- دانلود اهنگ : از خون جوانان وطن
لينك اول لينك دوم:عارف در ويلي پديا لينك سوم:زندگي و شعر عارف
نام: معصومه
نام هنری: هایده
متولد: 1321
محل تولد: کرمانشاه
وفات: 1368
محل وفات: آمریکا
محل دفن: آمریکا- گورستان وست وود در لس آنجلس
http://www.cloob.com/club/article/show/clubname/haydeh/articleid/26593
از خسرو ناقد پيش از اين كتاب «زندگي به رغم تاريخ» لشككولاكوفسكي از سوي همين ناشر به بازار كتاب عرضه شده بود كه چاپ دوم اين اثر هم به زودي روانه بازار خواهد شد.[كتاب تازه كولاكوفسكي با ترجمه خسرو ناقد]در مقدمه كتاب ضمن ارائه تصويري كوتاه از آثار ناقد، تصويري دقيق از آثار اين فيلسوف نامي كه به وسيله مترجمان مختلف برگردان فارسي شده است ، آمده و نشان داده شده است كه از چه زماني پوپر در ايران مطرح شد و چه كساني به ترجمه آثارش پرداختند.نخستين گفتار اين کتاب با عنوان «جهان انديشگي کارل رَيموند پوپر دربارهي زندگي و تحول حيات فکري پوپر است به قلم ناقد. اين گفتار خواننده را با سير زندگي و آرا و افکار پوپر آشنا ميکند.دومين گفتار «دربارهي به اصطلاح منابع شناخت» ترجمهي متن سخنراني پوپر در دانشگاه زالسبورگ اتريش و يکي از مهمترين گفتارهاي اوست. سخن اصلي پوپر در اين گفتار چنين است: معرفت ما چيزي جز حدس و فرضيه نيست و هيچ اقتدار و آمريتي و هيچ منبع شناختي - خواه عقل، خواه مشاهده - ندارد و ما ميبايد همواره همهي نظريههاي خود را به بوتهي آزمون و سنجش بگذاريم. ترجمه متن سخنراني پوپر در دانشگاه فرانکفورت با عنوان «دربارهي دانايي و ناداني»، يکي ديگر از گفتارهاي اين کتاب است. پوپر در اين سخنراني ميان دانستن به معناي کلاسيک و دانستن به معناي نوين آن تفاوت قائل ميشود. در مقالهي «ناكجاآباد و خشونت»، پوپر به نقد ناکجاآبادگرايي ميپردازد. به نظر او، اعتقاد به درافكندن طرحهاي آرمانى و دستنيافتني، به قهر و خشونت ميانجامد. او به نگرش عقلاني در حوزهي اجتماع و گسترهي سياست باور دارد و معتقد است که هر نگرش ديگرى به راحتى به كاربرد خشونت منتهى خواهد شد.

در اين کتاب دو گفتوگو نيز که در سالهاي پاياني زندگي پوپر با او انجام شده بود، منتشر شده است. «سرچشمههاي شناخت گوناگونند» ترجمهي گفتوگوي هِرلينده کولبل - هنرمند و عکاس سرشناس آلماني - با کارل پوپر است که يکي از خصوصيترين گفتوگوها با اوست. «بدون آزادي، نه به عدالت ميرسيم و نه به امنيت»، عنوان دومين گفتوگوست که بسياري از آرا و افکار و نظريههاي فلسفي پوپر را به زباني روشن در آن ميتوان يافت. پوپر در اين گفت وگو با زباني ساده و روان و همه فهم در کنار نقد و ابراز نظر دربارهي مارکس، فرويد، هايدگر، ويتگنشتاين و ديگر انديشمندان، به بسياري از موضوعات اجتماعي و سياسي معاصر نيز پرداخته است.
مترجمان مقالهاي را هم با عنوان «عقلگرايي انتقادي» از هانس آلبرت براي انتشار در اين کتاب برگزيده و ترجمه کردهاند. هانس آلبرت که يکي از برجستهترين مدافعان عقلگرايي انتقادي در آلمان و همفکر و از دوستان صميمي پوپر بود، در اين مقاله به بررسي پيشينهي کانون اصلي فلسفهي پوپر، يعني عقلگرايي انتقادي پرداخته و تفاوت نظريه پوپر را با ديگر گونههاي عقلگرايي مشخص کرده است. در بخش پاياني کتاب، کتابشناسي گزيدهي آثار کارل پوپر به زبانهاي آلماني و انگليسي و به ترتيب تاريخ انتشار آنها منتشر شده است تا پژوهشگران و دانشجويان و علاقهمنداني که مايلاند به منبع اصلي آثار پوپر مراجعه کنند يا مطالعات خود را درباره اين فيلسوف اروپايي گسترش دهند، از اين فهرست که به صورت دقيق فراهم آمده است، استفاده کنند.
ناكجاآباد و خشونت (گفتارها و گفتوگوهايي از كارل پوپر): به انتخاب و ترجمهي؛خسرو ناقد،رحمان افشاري/ ناشر: انتشارات جهان كتاب؛ چاپاول، 1388،قطع رقعي/ قيمت: 3500 تومان/ 210 صفحه
....
چه میگویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فریبت میدهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود، پنهان است
حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان
نفسها ابر، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است
**عکس:پیاده روی در دشتهای اطراف بیدگل -زمستان۸۷
zemestan.mp3">دانلودشعر زمستان را با صدای شهرام ناظری .

قدرت فرهنگستان از متخصصین و هنرمندانی بود که بی چشم داشت حتی امور اجرایی و اداری برنامه ها را به عهده می گرفتند و دانشجویانی که بی اجر و مزد در کنار استادانشان در هر برنامه ای عرق می ریختند . کسانی که گرد شعله اعتماد و احترامی جمع شده بودند که آن را از خود و حامی خود می دانستند. فرهنگستان پیش از شما هرگز رئیسی نداشته است. کسی به انتخاب خود گروه های تخصصی در اتاق ریاست می نشسته که هیچ گاه حتی در برنامه هایی که در حیطه های تخصصی اش اجرا می شد پشت تریبون نرفت. اما شخصاٌ از نزدیک دیده ام که چطور مقالات برگزیده و آثار ارائه شده را شخصاٌ و مشتاقانه دنبال می کرد.فرهنگستان را حضوری انسانی قدرت می بخشید. آیا کشاندن فرهنگستان به بایگانی نهادهای فربه و تنبل مدیریت فرهنگی و سیاست گذاری از سر این غیاب نیست؟
متن کامل این نوشته اینجاست.
در خبر ها خواندیم که : منبع: آیتالله محمدصادق حائری شیرازی، عضو خبرگان رهبری در بازدید از فدراسیون تیراندازی، پیشنهاد عضویت در هیأت رئیسه این فدارسیون را پذیرفت. آیتالله حائری شیرازی .با بازدید از مجموعه تیراندازی آزادی و شرکت در مسابقه، از نزدیک با برنامهها، اقدامات و امکانات این ورزش آشنا شد. وی در این بازدید که رئیس فدارسیون و برخی اعضای هیأترئیسه نیز حضور داشتند، بر اهمیت و جایگاه تیراندازی در اسلام تأکید کرد.....
ضمن تبریک به این عالم برجسته. انشاءاله که شاهد متدین تر شدن جامعه تیر اندازان کشور باشیم

حضرت داوود پیامبر(علیه السّلام) نیز تیراندازی قابلی بود. او با تیراندازی توسط فلاخن، موفق شد بزرگ ترین طاغوت زمان خود (( جالوت)) را از پای درآورد.
حضرت اسماعیل پیامبر(علیه السّلام) نیز تیرانداز ماهری بوده و از این طریق به شکار می¬پرداخت.
اسلام، آموزش تیراندازی را یکی از وظایف پدر نسبت به پسر می¬داند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در این باره می-فرماید:
(( حَقُّ الوَلَدِ اَن یُعَلّمَهُ الکِتابَـةَ وَالسَّباحَـةَ وَالرِّمایَـةَ وَ اَن لایَرزُقَهُ اِلأ طَیّباً21 ؛
حق فرزند[پسر] بر عهده¬ی پدرش این است که به او آموزش دهد، نوشتن، شنا کردن و تیراندازی را، و روزی او را تنها از راه حلال و پاکیزه تهیه نماید.))
(( عَلِّمُوا اَبنائَکُمُ السَّباحَـةَ وَالرَّمیَ22؛
به پسرانتان، شنا کردن و تیراندازی را آموزش دهید.))
(( عَلِّمُوا بَنیکُمُ الرَّمیَ فَاِنَّهُ نِکایَـةُ العَدُوِّ23 ؛
تیر اندازی را به پسرانتان آموزش دهید، زیرا موجب سرشکستگی دشمن است.))
امروز هر کس بخواهد به راستی از علی پیروی کند ، تنها میماند . هم دشمنان دین با او میجنگند و هم متعصبان و مقدس نمایان دین به نام دفاع از دین به رویش شمشیر میکشند . همانطور که کردند و دیدید و در تاریخ میخوانید . . .
من گاندي آتش پرست را بيشتر لايق شيعه بودن مي دانم تا آيت الله بهبهاني و بدتر از او علامه ي مجلسي را و چه مي گويم؟...
گورويچ يهودي ماترياليست كمونيست به خاطر آنكه تمام عمر را عليه جاهليت فاشيسم هيتلر و ديكتاتوري استالين و استعمار نظامي ارتش سري فرانسه براي اسارت مردم الجزاير و جلادي هاي صهيونيسم و قتل عام مردم فلسطين در مبارزه و خطر و فرار و آوارگي دور دنيا زيست و سال ها با قدرت قلم و شخصيت علمي اش از آزادي مسلمانان الجزاير و فلسطين در برابر فرانسه ي مسيحي و و اسرائيل يهودي دفاع هاي مردانه كرده و جانش را به خطر انداخت با اينكه در فرانسه زندگي مي كرد و نژادش يهودي بود از مرجع عاليقدر شيعه حضرت آيت الله العظمي ميلاني كه تا كنون هرچه فتوا داده است در راه تفرقه ي مسلمين بوده يا كوبيدن هر حركتي در ميان مسلمين و يك سطر در تمام عمرش بر عليه بيست و پنج سال جنايت صهيونيسم و هفت سال قتل عام فرانسه و صدسال استعمار و صدها سال استبداد ننوشته و ..{...}.. مقام نام و دكان نان و چماق دست بوده است به مراتب به تشيع نزديك تر است.
خدایا ...
مسئولیت های شیعه بودن را كه علی وار زیستن و علی وار مردن و علی وار پرستیدن و علی وار جهاد كردن و علی وار سخن گفتن و علی وار سكوت كردن است را - تا آنجا كه در توان بنده نا توان علی است - همواره فرا یادم آر .!
با اندکی تلخیص از دکتر علی شریعتی-منبغ